موضوع اصلی رمان بوی مه
ماهان، پسر شیطون و جذابی که از قضا خلبان هم هست، در جشن تولد صمیمیترین دوستش، ناگهان هواپیمای دلش در فرودگاه چشمان خواهر دوستش، تبسم، فرود میآید. اما مشکل بزرگ اینجاست که تبسم حتی طاقت دیدن ماهان را هم ندارد! از هر فرصتی برای اذیت کردنش استفاده میکند و ظاهراً تصمیم گرفته حسابی حالش را بگیرد. ...
موضوع اصلی رمان چشمان زغالی
من آیلارم؛ دختری که به خاطر تهمتی ناحق، مجبورم کردند با برادرِ مردی ازدواج کنم که عاشقش بودم... آه از آن شبی که مرا جلوی چشمان سیاوش، به سوی...
مقداری از متن رمان چشمان زغالی
از جا پرید مسافرش داشت می آمد و او که لحظه ها را برای دیدنش شمارش می کرد حالا بی خیال و فارغ ...