دانلود رمان آسمین از مهتاب و یغما

دانلود رمان آسمین از مهتاب و یغما

موضوع اصلی رمان آسمین

داستان درباره‌ی دختری به نام اسمین است که زندگی‌اش مسیر عجیبی را طی می‌کند. از دوران کودکی تا حالا که ۲۵ سال دارد، سایه‌ای ناشناخته همواره در تعقیب اوست؛ کسی که به‌نظر می‌رسد بر تمام کارهایش نظارت دارد. اسمین به‌واسطه‌ی مردانی که وارد زندگی‌اش شده‌اند، گرفتار خشم، عصبانیت و نوعی اختلال روانی می‌شود. در این میان، حضور یک روان‌شناس مرموز که خود شخصیتی بحث‌برانگیز است، بُعد تازه‌ای به داستان می‌دهد.

مقداری از متن رمان آسمین

از شنیدن صدایِ‌ قلبم به تپش می‌افتد، بوی تلخ عطر سیگارش وجودم را پر می‌کند. آرام برمی‌گردم، زیر لب اسمش را زمزمه می‌کنم: ـ رادوین یک قدم نزدیک‌تر می‌شود؛ با صدای بم و مردونش می‌گوید: ـ جانم. صورت مردونش تو فاصله چند قدمی‌ام جذاب و گیراست. ته‌ریشش مرتب و خط‌افتاده است. به خودم نهیب می‌زنم: نباید عین پسر ندیده‌ها وا بدم. اخمام را تو هم می‌کشم. ـ فکر نمی‌کنم شوهری داشته باشم که بخواهم دور از چشمش عشق و حال کنم. یک‌تای ابرویش می‌رود بالا. ـ پس اون پسر خوشکله که سعادت زد و خورد با منو پیدا کرد، کی بود؟ ـ اگه منظورتون همون مرد جذاب و خوش‌هیکلیه که تو جنگل حالتونو گرفت، باید بگم یکی از عاشقای دل‌خسته‌م. بجای اینکه لجش بگیره، نیشخندی تحویلم می‌دهد. ـ پس بذار عاشق دل‌خسته‌تو صدا کنم بیاد که بدجوری از دوریت در ملاله.از پشت درخت می‌آید بیرون و داد می‌زند: ـ آقای خوش…

با یه خیز می‌پرم روش تا جلو دهنش را بگیرم، اما تعادلش به هم می‌خورد؛ هر دویمان می‌افتیم رو چمن‌ها. من چیزیم نمی‌شود چون بدنِ او حایل بین من و زمین می‌شود… اما کمرِ او انگار درد گرفته. به درک، حقشه، پسره چلغوز. با عصبانیت از روش بلند می‌شوم. هر کی اون اطرافه برگشته ما را نگاه می‌کند. با وحشت سر می‌چرخانم. لعنتی، مهران با اخم‌های درهم زل زده به‌مان؛ تو نگاهش پر از شک و تردیده اما تا رادوین از رو زمین بلند می‌شود، شکش به یقین مبدل می‌شود. با سرعت به سمتم می‌آید؛ من هم به همان سرعت از لابه‌لای میزها و آدم‌ها رد می‌شوم. ـ اسمین… اسی، صبر کن دختر! یهو تمام محوطه تاریک می‌شود؛ تنها قسمتی از سن که خواننده با ژست خاصی آمادهٔ خواندن است، نور ملایمی به چشم می‌خورد. آروم زیر میز خالی سنگر می‌گیرم؛ مهران با فاصله چند میز از کنارم رد می‌شود. باید زیبا را پیدا کنم

باید هر چه سریع‌تر برگردیم خونه. حالاً تو این تاریکی و شلوغی چطور پیداش کنم؟ لعنت به من، حتی شماره موبایلش را بلد نیستم یه جوری بهش زنگ بزنم. مهران از جلویم رد می‌شود اما به سرعت برمی‌گردد؛ انگار لباس سفیدم زیادی تابلوئه. از زیر چند تا میز چار دست و پا رد می‌شوم. خودم را می‌کِشم لابه‌لای جمعیتی که وایسادن و دارن با حس و حال خواننده رو همراهی می‌کنن. ول کن نیست؛ داره جمعیت رو می‌شکافه و میاد سمتم. می‌دَوَم؛ تو فکرِم که چه خاکی به سر کنم؛ دستی دور کمرم می‌پیچد و جیغ خفته‌ام را با دستش که رو دهنم می‌گذارد، خاموش می‌کند. ـ هییشش، رادوین! از این طرف بیا. همین‌طور که خودمو برای بار هزارم لعنت می‌کنم، به دنبالش می‌روم. به سمت در خروجی می‌رود؛ با وحشت وایمیستم. ـ کجا؟ با پوزخندی نگاهم می‌کند. ـ نترس، نمی‌خورمت. فقط می‌خوام از چنگ عاشق دل‌خسته‌ات نجاتت بدم.

البته اگه مایلی؛ وگرنه اصراری نیست. دستمو ول می‌کنه، خودش از در خارج می‌شه. ـ اسمین… لعنتی، صبر کن! کجا می‌ری؟ صدای روشن شدن ماشین می‌آد. مهران را می‌بینم که به سمتم می‌آید؛ وقت فکر کردن نیست. می‌دَوَم، از ویلا خارج می‌شوم… سانتافهٔ مشکی برام چراغ می‌زنه؛ فریادهای گوش‌خراش مهران هر لحظه دورتر و دورتر می‌شه، تا جایی که فقط سکوت و تاریکیِ جاده می‌مونه. تازه می‌فهمم چه غلطی کردم؛ من یه دختر تنها تو ماشین مردی هستم که جز اسمش و یه حسِ مبهم به اون چیزی ازش نمی‌دونم. بی‌هوا داد می‌زنم: ـ نگه دار! پیاده می‌شم. سنگین نگام می‌کنه. ـ اگه می‌خواستی وسط اتوبان پیاده شی بهتر بود امشب پیش همون جناب دل‌خسته می‌موندی؛ اینجوری فقط شب رو با یه نفر… می‌گذروندی، نه؟ نفس‌هام تند و عصبیه. سیلی محکمی که به صورتش می‌زنم نطقش رو کور می‌کنه.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: آسمین
  • ژانر: معمایی، مرموز، روانشناسی
  • نویسنده: مهتاب و یغما
  • ویراستار: به بوک
  • تعداد صفحات: 313
  • حجم: 2 مگابایت
  • منبع تایپ: به بوک
لینک های دانلود
  • Admin
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار ,
ورود کاربران

مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!