رمان رستاخيز

رمان رستاخيز

توضیحات مهم رمان رستاخيز از نون قاف

موضوع اصلی رمان رستاخيز از نون قاف

سرگذشت دختر پرورشگاهی ای كه در ١٩ سالگی از پرورشگاه خارج می شود.

خلاصه رمان رستاخيز از نون قاف

راز، دختر ١٩ ساله ی پر دردی كه توی پرورشگاه بزرگ شده و به سنی رسيده كه بايد جدا شه.
به دنبال كار هست و اصرار داره كه توی شركت كهبد مشغول به كار شه. شركت مهندسی بزرگی كه توسط تك پسر خاندان زرشناس مديريت می شه.

 

مقداری از متن رمان رستاخيز از نون قاف

-فردا می بينمت آكو.
-از فردا صحبت كردن جسارت می خواد، می دونی ؟
منتظر حواب من نشد و گفت :
-هيچ كس نمی تونه واسه فردا تضمين بده. هيچ كس نمی تونه واسه ديدن طلوع فردا يقين بده.. از فردا حرف زدن جسارت می خواد.. چون داری يه اميد بزرگ می دی.. يه چيزی كه شبو به خاطرش سحر كنه.
-فردا مي بينمت آكو.
من آدم خوش قوليم راز. تو هم باش. اگه قول مي دي، پاش بمون.
-فردا می بينمت آكو.
-حرفا وزن دارن.. هر كدوم اندازه ی وزنشون مسئوليت دارن. وزن فردا زياده، سنگينه.
لبخند زدم :
-فردا می بينمت آكو.
-فردا ؟
-فردا..
-پس بساط چای و قهوه ی اول صبح به راهه ؟
-به راهه..
پيشونيش رو به پيشونيم چسبوند و نجوا كرد :
-فردا می بينمت راز…

 

برای دانلود و خواندن رمان رستاخيز کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • Admin
لینک کوتاه:
ورود کاربران

مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!