دانلود رمان تژگاه از آرزو نامداری

دانلود رمان تژگاه از آرزو نامداری

موضوع اصلی رمان تژگاه

داستان درباره‌ی دختری مستقل، مغرور و سرسخت است؛ دختری که برای خون‌خواهی و انتقام مرگ مادرش پا به شرکت «تیموری» می‌گذارد. او آمده تا اسکندر تیموری را نابود کند، اما برخلاف تصورش، رئیس شرکت مردی میانسال نیست… بلکه مردی جذاب، مرموز و غیرتی است همان کسی که ناخواسته سرنوشتش را با او گره می‌زند. او معراج تیموری است… پسر اسکندر تیموری. پسر قاتلِ مادرِ آرام.

مقداری از متن رمان تژگاه

سر کوچه منتظر دخترک است… می‌داند پشت تلفن زیاده‌روی کرده و خدا می‌داند به خاطر آن چقدر باید ناز بخرد! گوشه‌ی لبش بالا می‌رود و عروسک مشکی‌پوش از دور می‌آید… خدا او را یک راست برای معراج به زمین فرستاده و تمام دنیا را به هم می‌ریخت اگر کسی حتی فکر داشتنش را در سر می‌پروراند! دستگیره‌ی در کشیده می‌شود و دخترک سوار می‌شود… بوی بهار را همراه خودش به ماشین می‌آورد و در را محکم می‌بندد… معراج از جاگیر شدن ماهان مطمئن است و کسی نمی‌تواند حال خوشش را زایل کند… از قاتل نبودن آقاجانش هم که مطمئن شده و فعلاً نمی‌خواهد به چیزی دیگر فکر کند… آرنجش را روی فرمان تکیه داده و سرش را برای بهتر دیدن عروسک روبه‌رو خم کرده: ـ علیک سلام! دخترک دست به سینه خیره‌ی روبه‌روست و معراج قصد حرکت ندارد انگار: ـ قهری با ما؟

ابروهای ناز دخترک به هم نزدیک‌تر می‌شود و سینه‌ی معراج را بیشتر تنگ می‌کند تا کمی نزدیک‌تر شود: ـ قربون قهر کردنت… خب؟ اخم دخترک بی‌اراده باز می‌شود و لب‌های معراج به لبخند کجی کش می‌آید. ماشین را روشن می‌کند و راه می‌افتد: ـ منت‌کشی مورد قبول واقع شد، خانم؟ نگاه تیز دخترک سمت چشمان معراج برمی‌گردد و او را برای درآغوش کشیدنش بی‌قرار می‌کند: ـ خیلی بی‌ادبی! معراج تمام تلاشش را می‌کند که قهقهه نزند و این کاملاً در صورتش نمایان است: ـ می‌دونم… شما به بزرگواری خودتون ببخشین… لب‌هایش را جمع می‌کند و انگشتش راه تار مویی را می‌گیرد که کنار گونه‌ی دخترک جا خوش کرده: ـ نباید اونا رو به تو می‌گفتم! ابروهای دخترک بالا می‌پرد: ـ آهااان… یعنی به کسی دیگه می‌گفتی؟ موردی نبود؟ نگاه سرکش معراج یک دور صورت دخترک را می‌بیند: ـ بقیه رو ول کن الان…

خودم به حساب اون می‌رسم… باید… آرام حالا با شگفتی کاملاً سمتش برمی‌گردد: ـ معراج اون نامزد داره… تا ده روز دیگه عروسیشه… معراج بی‌حوصله از بحثی که راه اعصابش را جستجو می‌کند، گوشه‌ی ابرویش را می‌خارد: ـ امین زنگ زد… آرام اجازه نمی‌دهد: ـ اون اومده بود که بابامو برسونه… همون لحظه رفت! معراج حالا با کف دست گونه‌ی دخترک را لمس می‌کند… جایش نیست او را ببوسد: ـ امین گفت یه واحد خوب پیدا کرده! آرام دست معراج را از گونه‌اش پایین می‌آورد: ـ کاری باهاش نداری… مگه نه؟ با اینکه به روم نیاوردم، اما هنوز بابت دفعه‌ی قبل پیش عمه کلی شرمنده‌ام! معراج از گوشه‌ی چشم عروسکش را نگاه می‌کند و کم‌کم کلافه می‌شود: ـ اگر یه بار دیگه بخواد رو خط قرمزای من پا بزاره، دیگه مثل قبل به این راحتی ازش نمی‌گذرم آرام… اون رد پا رو امروز می‌خوام بیخیال شم چون نمی‌خوام حال خوشم رو زایل کنم…

و آرام می‌خواهد بپرسد آن رد پا را چگونه دیده است که انگشتان او را بالا می‌آورد و عمیق می‌بوسد: ـ میریم خونه رو نگاه می‌کنیم… اگر دوس داشتی می‌خریم! بوسه‌اش کار خودش را کرده… لب‌های دخترک مهر و موم می‌شود و به جایش… ضربان قلبش برای دادن خبر خوش به اوج می‌رسد! منتظر وقت مناسب است… همین که معراج اکنون با اعصابی آرام کنارش نشسته و حرف از خانه‌ی مشترک می‌زند… این می‌تواند بقیه‌ی درها را ببندد… همه ی مشکلات را یک گوشه قایم کند و مهم همین الان بود دیگر. نبود؟ الهیه؟ چناران؟ ماشین کنار خیابان پارک میشود و معراج بی توجه به چشم های گرد شده ی من، ماشین را خاموش میکند پیاده نمیشی عروسک؟ _واقعا؟ معراج چشمان متعجب دخترک را رصد میکند و نگاهش ستاره باران میشود. واقعا! دخترک با شوق پایین میپرد و باعث میشود معراج هم با سرخوشی پیاده شود.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
داستان درباره‌ی دختری مستقل، مغرور و سرسخت است؛ دختری که برای خون‌خواهی و انتقام مرگ مادرش پا به شرکت «تیموری» می‌گذارد. او آمده تا اسکندر تیموری را نابود کند، اما برخلاف تصورش، رئیس شرکت مردی میانسال نیست... بلکه مردی جذاب، مرموز و غیرتی است همان کسی که ناخواسته سرنوشتش را با او گره می‌زند. او معراج تیموری است... پسر اسکندر تیموری. پسر قاتلِ مادرِ آرام.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: تژگاه
  • ژانر: عاشقانه، معمایی، انتقامی
  • نویسنده: آرزو نامداری
  • ویراستار: به بوک
  • تعداد صفحات: 4785
  • حجم: 9 مگابایت
  • منبع تایپ: به بوک
خرید کتاب
25,000 تومان
  • Admin
لینک کوتاه:
ورود کاربران

مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!