موضوع اصلی رمان شامپاین
زندگی برام شبیه خلأیه که صدا توش گم میشه... مثل سقوطی بیپایان، که فقط گوشهای از جامهام به شاخهای خشک گیر کرده، نه امیدی برای نجات هست، نه رمقی برای رها شدن. کناری ایستادم، خودم رو تماشا میکنم، و زندگیای رو میبینم که اشک، برای نداشتنهاش، زیادیه...
مقداری از متن رمان شامپاین
عصبی خندیدم و لبم رو به دندون ...
موضوع اصلی رمان سفیر عشق
دختری با حیایی مثالزدنی و نجابتی کمنظیر، ناخواسته درگیر احساسی ناب و متفاوت میشود؛ حسی شیرین، پاک، و عجیب که زندگیاش را دگرگون میکند. زنی که با از دست دادن همسر شهیدش، دل از ازدواج شسته و از هر وابستگی تازهای گریزان است... تا وقتی که سرنوشت در خانهاش را دوباره میزند. برادری پرشور، پس از ...
موضوع اصلی رمان باران عشق و غرور
باران تمجید، دختر بیستودوسالهایه که با غرورش معروفه؛ دختری سرد و مغرور که هیچکس نفهمیده پشت اون نگاه بیاحساس چی میگذره. حالا وسط بازی مرگ و زندگی گیر افتاده؛ بازیای که دو مرد مرموز توش مهرهچینی کردن: ماهان شریفی، قاچاقچی حرفهای که با وعدهی عشق نزدیک شد، اما پشتسرش معاملهی باران رو بسته بود… ...
موضوع اصلی رمان افرای ابلق
اون یه مرد عادی نبود؛ یه وکیل بلندآوازه، با ذهنی تیز و نگاهی که انگار از پشت صورتت رد میشد. اما پشت اون موفقیتها، یک راز بود؛ رازی که سالها باهاش زندگی کرده بود... من، دختری که از کودکی با نگاهی از بالا، ترحم یا طرد بزرگ شده بودم. اما تو نگاه اون، نه ترحم بود، ...
موضوع اصلی رمان سگ و دختری با موهای پرتقالی
اگه بگم همهچیز از یه نگاه شروع شد، دروغ نگفتم. ولی اگه بگم اون نگاه، بیخطر بود، چرا... اونوقت دروغ بزرگی گفتم. چون اون عشق، قرار نبود واقعی بشه. قرار نبود عمیق شه... و هیچکس قرار نبود به یه دختر یادآوری کنه که: یه دختر که از برادرش حامله نمیشه... هرچند اون ...
موضوع اصلی رمان آشوبگران
دختریست از جنس طوفان، از تار و پود زخم و زمستان. در سکوت شب، اشکهایش بیصدا میچکند روی صورت سرنوشت. غریبهای در میان چهرههای آشنا، چون سایهای بیقرار. آیندهاش، همچون مه صبحگاهی، گنگ و ناپیداست... شاید امیدی، شاید تباهی.
مقداری از متن رمان آشوبگران
مریم_یه کاری هست که من میخوام برای خودت و البته کشورت انجام بدی. داشتم از ...
موضوع اصلی رمان در بند هوس
بعد از گذشت چند ماه از فوت شوهر مارال، احمدآقا، که نزدیکترین دوست همسرش بوده، سعی داره با حمایت و حضور همیشگیاش به مارال کمک کنه تا راحتتر با مشکلات کنار بیاد. اما همه چیز وقتی به هم میریزه که مالک، پسر احمدآقا، متوجه این رابطهی پنهانی میشه. از اون لحظه به بعد، برخوردها و ...
موضوع اصلی رمان ثانیه های امید
دختری بودم ربودهشده، اسیر دست قاچاقچیان انسان... زندگیام با تاریکی انتقام درآمیخت و بارها طعم تلخ مرگ را چشیدم، اما هر بار مرگ، مرا واگذاشت. در دل این کابوس، عاشق کسی شدم که سایهاش بر تمام رنجهایم سنگینی میکرد؛ مردی که جان من و صدها دختر دیگر در دستان بیرحمش بود. نمیدانم چطور، اما روزی ...