موضوع اصلی رمان راز مانا :
رمان راز مانا ماجرای دختریه که تو کودکی از خانواده اصلیش دزدیده میشه تا با دور شدنش از قدرت هاش تبدیل به یه آدم عادی بشه ولی درست قبل از تولد بیست و پنج سالگیش با مردی که سالها خوابش رو میدید رو به رو میشه و وارد دنیای جدید و مخفی خانواده اش ...
موضوع اصلی رمان ماه مه آلود :
رمان ماه مه آلود در مورد دختریه که تو پرورشگاه بزرگ شده اما با ورود به خونه جنگلی دوستش خیلی زود میفهمه نه اون ها موجودات عادی هستند و نه خودش!
مقداری از متن رمان ماه مه آلود :
سرمو گرفتم تو دستمو شقیقه هامو دست کشیدم. زیر لب گفتم ” پس کی میرسیم ”
رویا ...
موضوع اصلی رمان راز مانا :
رمان راز مانا ماجرای دختریه که تو کودکی از خانواده اصلیش دزدیده میشه تا با دور شدنش از قدرت هاش تبدیل به یه آدم عادی بشه ولی درست قبل از تولد بیست و پنج سالگیش با مردی که سالها خوابش رو میدید رو به رو میشه و وارد دنیای جدید و مخفی خانواده اش ...
خلاصه رمان دشت میخک های وحشی از پونه سعیدی
لاچین، هیچوقت فکر نمیکرد از منجلابی که اسیره، بتونه فرار کنه! اما فرار کرد تا بفهمه هرگز اسیر نبوده… اسارت واقعی اینجاست، کنار مردی که نه تنها قدرت لاچین رو میخواد، بلکه از لاچین یک وارث قانونی هم میخواد، کسی که خون دو خاندان قدرتمند رو زنده نگه داره… اینجا نبرد ...
موضوع اصلی رمان ماه مه آلود :
رمان ماه مه آلود در مورد دختریه که تو پرورشگاه بزرگ شده اما با ورود به خونه جنگلی دوستش خیلی زود میفهمه نه اون ها موجودات عادی هستند و نه خودش!
مقداری از متن رمان ماه مه آلود :
سرمو گرفتم تو دستمو شقیقه هامو دست کشیدم. زیر لب گفتم ” پس کی میرسیم ”
رویا ...
موضوع اصلی رمان ترنم :
رمان ترنم داستان یک عشق ممنوعه و دردسر های ورود به یک خاندان بزرگ مراکشی و پر حاشیه است.
مقداری از متن رمان ترنم :
داستان از زبان امیر:
به دختری که نگران وسط کافه ایستاده بود نگاه کردم. معمولا نگاهم رو هیچ دختری ثابت نمیشد؛ اونم اینجا تو کافه خودمون؛ اما یه چیزی تو چهره این دختر ...
موضوع اصلی رمان راز مانا :
رمان راز مانا ماجرای دختریه که تو کودکی از خانواده اصلیش دزدیده میشه تا با دور شدنش از قدرت هاش تبدیل به یه آدم عادی بشه ولی درست قبل از تولد بیست و پنج سالگیش با مردی که سالها خوابش رو میدید رو به رو میشه و وارد دنیای جدید و مخفی خانواده اش ...
خلاصه رمان دشت میخک های وحشی از پونه سعیدی
لاچین، هیچوقت فکر نمیکرد از منجلابی که اسیره، بتونه فرار کنه! اما فرار کرد تا بفهمه هرگز اسیر نبوده… اسارت واقعی اینجاست، کنار مردی که نه تنها قدرت لاچین رو میخواد، بلکه از لاچین یک وارث قانونی هم میخواد، کسی که خون دو خاندان قدرتمند رو زنده نگه داره… اینجا نبرد ...