موضوع اصلی رمان یاقوت سیاه
سوین خبرنگاری که برای مجلهش به اوکراین فرستاده میشه و اونجا باید با یه خواننده همخونه شه..کسی که در نقش خوانندهست ولی کسی از اون روی تاریکش که رئیس مافیاس خبری نداره...
مقداری از متن یاقوت سیاه
روم و ازش گرفتم با فرو رفتن تخت متوجه شدم کنارم نشسته دستامو تو دستش گرفت ادوارد:چرا یه دفعه بیهوش شدی؟ ...
موضوع اصلی رمان سیاه مست
جنازهی لخت خواهرِ یارا، نامزدِ سهند خان بزرگ آبادی رو صبح زود تو خونه باغ یه مرد غریبه پیدا کردن! سهند خان انتقامِ این رسوایی و بی آبرویی رو از خواهر کوچیک یلدا گرفت!
مقداری از متن سیاه مست
با خندهای که حالا شدیدتر شده بود پشت گردنش را مالید: - باشه... ما که رفتیم ولی این رسمش ...
موضوع اصلی رمان وهم
نیاز مهر آرا،وکیل پایه یک دادگستری،دختری سر زنده و کله شق،برحسب یک اتفاق وارد پرونده شومی میشه که خارج شدن ازش غیر ممکنه و با خونی که ازش ریخته میشه،بازی شروع میشه... بازی ای که با خون شروع میشه و مردی که در سایه ها مثل یک مار وحشی،یک لَنسِر بزرگه!
مقداری از متن وهم
چشمام رو چپ کردم ...
موضوع اصلی رمان خانم جذاب
همتا دختر ساده ای که با مردی به نام حسام که دارای مشکل جنسی و روانی است ازدواج میکند اما شب اول عروسیشون اتفاقی میوفته که...
مقداری از متن خانم جذاب
طبیعی بود هنوز بهم اعتماد نکنند و بگن در جریان بررسی حساب ها باشم، فعلا فقط باید ثبت می کردم. دوست داشتم از حسام بدونم، از اینکه ...
موضوع اصلی رمان عاشقم شو
آنا دختری که زندگی آروم و روتین خودشو داره تا اینکه یه روز اونو میدزدن و مردی با یک ماسک پیشش میاد و بهش تج*اوز میکنه آنا فکر میکنه اون عاشقه ولی ...
مقداری از متن عاشقم شو
تنها جایی که داشتم خونه مادرم بود اما نمی خواستم جایی باشم که شوهرش چشماش هیزش رو روی تنم بچرخونه ...
موضوع اصلی رمان التیام
رعنا دختری که در روز ختم مادرش چشمانش به گلنار، زن پدر جدیدش افتاد که دوشادوش پدرش ایستاده بود. بلافاصله پس از مرگ مادرش پی به خیانت مهراب، پدرش، با گلنار آبدارچی مدرسه اش می برد. برای انتقام از مهراب خود را وارد یک ازدواج قراردادی با شاهرخ میکند. شاهرخ، مردی است که در پی از دست دادن ...
موضوع اصلی رمان طالع دریا
دنیز روان پزشک موفق و سخت کوشی که...زندگی آروم و زیبایی داره اما با از دست دادن یکی از عزیزانش وارد برهه ای از زندگی میشه که حس می کنه طوفانی ترین لحظات زندگیش رو تجربه می کنه...اما اشتباه می کنه...طوفان واقعی زمانی زندگیش رو در معرض غرق شدن قرار می ده که اون میاد...موجی از ...
موضوع اصلی رمان غبار الماس
من نوه ی جهانگیرخان فرهمند، رئیس کارخانه ی نساجی معروف را به دنیا آورده بودم. اما هیچکس اطلاعی نداشت! تا اینکه دست سرنوشت پدر و دختر را مقابل هم قرار داد. او نباید می فهمید رزا دختر اوست، اما شباهت دخترم با او غیر قابل انکار است! دختر چهار ساله ام دل و دین پدرش را ...