موضوع اصلی رمان شاهکار
همهچیز از یک تصادف آغاز شد؛ روزی که گرچه لحظاتی تلخ را با خود آورد، اما ارزشش را داشت… ارزش رسیدن به آرزویی که سالها در دل مانده و دستنیافتنی به نظر میرسید. آن روز، میارزید به برپایی یک نمایشگاه نقاشی، به خلق یک شاهکار، به تولد یک عشق، به آغاز یک زندگی رؤیایی، به داشتن یک ...
موضوع اصلی رمان ایگل و رازهایش
انگار که چیزی شبیه ایستایی زمان دچارم کرده بود. طولانی ترین عصر همه عمرم را پشت پنجره ایستاده بودم خاله همتا گفت اون بیرون چه خبره ایگل؟ در صدایش اثری از کنجکاوی نبود. فقط گویی قصد شکستن سکوت ممتدمان را داشت. من بی حوصله بودم و شل و ول در جوابش گفتم اونقدر برف باریده ...