موضوع اصلی رمان شاه و نواز :
رمان شاه و نواز در مورد افرادیست که هم می خوان سنتی و با عقاید مذهبی باشند هم مدرن و امروزی رابطه داشته باشند.
در مورد والدینی که بچه هاشونو برای منفعت خودشون رها می کنند.
و اینکه وقتی خشم باعث قدرت بشه چه پیامدهایی داره.
پایان خوش
مقداری از متن رمان شاه و نواز :
فرهاد-نواز! نواز چرا ...
نام ناشر: به بوک
سال انتشار : 1400
ژانر و دسته بندی : رمان اجتماعی، رمان انتقامی، رمان رئال، رمان عاشقانه
خلاصه رمان نامشروعنامشروع روایت زندگی جانان است . جانانی که در مهمانی یکی از دوستانش توسط فردی ناشناس مورد تجاوز قرار می گیرد و این در حالیست که فقط چند هفته به عروسیش مانده است . زمانی همه چیز خراب می شود که متوجه بارداریش ...
موضوع اصلی رمان به طعم تمشک :
رمان به طعم تمشک سرگذشت دختریه که بخاطر لکنت زبانش منزوی و مضطربه و با ورود اجباری مردی به زندگیش چالش های بیشتری سر راهش قرار می گیره.
مقداری از متن رمان به طعم تمشک :
سلام. من تارا هستم. یه دختر که ظاهر نسبتا خوبی دارم اما بخاطر لکنت زبون همیشه گوشه گیر و ...
موضوع اصلی رمان نبض خاموش :
رمان نبض خاموش روایت عشق در حیطه ی پزشکی است.
مقداری از متن رمان نبض خاموش :
به بخار چای زل زده بودم . چای کمرنگی که توی لیوان قرار بود ، خنک بشه و جرعه جرعه از گلوی خشک و خسته ی من پایین بره … اما انگار حالا حالاها ،خیال سرد شدن نداشت.
نخ تی ...
موضوع اصلی رمان اکسیدنت :
داستان دختری که شب عروسی عشقش، توی خیابون گیر سه تا پسر مست میفته و بقیه ی ماجرا.
مقداری از متن رمان اکسیدنت :
– زود بـــاش.. داد بزن.. فریـــاد بکش بشنوم صـــدای درد کشیدنتـــو!
محکم با دستم چنگی به شکم لختش زدم و نفس های پر حرص و داغم و به بغل گوشش روندم.
نگاهم افتاد به چهره ...
رمان عاشقانه ، رمان اجتماعی ، رمان درام
هدف نویسنده از نوشتن رمان رابطه
تاثیر نقش خانواده و پشتیبانی اعضا.
نشون دادن شرایطی بسیار بد و منزجرکننده که با ویژگی های کارکترها به شرایطی طلایی تبدیل می شه.
عشق واقعی طرفین را به قله زندگی می رسونه.
عشق واقعی بخشنده است.
خلاصه رمان رابطه
گلابتون بعد هشت سال با خیانت شوهرش اونم توسط خواهرزن داداش خودِ ...
موضوع اصلی رمان ترنم :
رمان ترنم داستان یک عشق ممنوعه و دردسر های ورود به یک خاندان بزرگ مراکشی و پر حاشیه است.
مقداری از متن رمان ترنم :
داستان از زبان امیر:
به دختری که نگران وسط کافه ایستاده بود نگاه کردم. معمولا نگاهم رو هیچ دختری ثابت نمیشد؛ اونم اینجا تو کافه خودمون؛ اما یه چیزی تو چهره این دختر ...
موضوع اصلی رمان صحرا :
ازدواج اجباری
مقداری از متن رمان صحرا :
تا به خودم بیام دانیال منو کشید سمت خودش و لبمو بوسید کوتاه بود… داغ بود ….اولین بارم بود باورم نمیشد
دلم میخواست دستمو بلند کنم و بزنم زیر گوشش
عصبانی بودم نگاهم به دختره افتاد که با چشمای اتیشی به ماخیره بود
دانیال ازم جدا شد
لبشو تر کرد اما من ماتم ...