رمان ملکه

رمان ملکه

توضیحات مهم رمان ملکه از بهاره غفرانی

موضوع اصلی رمان ملکه از بهاره غفرانی

سرگذشت زنی که او را در سن پایین به عقد مردی بیست و پنج سال بزرگتر از خودش درآوردند.

خلاصه رمان ملکه از بهاره غفرانی

ملکه، زنی قوی و خودساخته است و رئیس شرکت ملکه‌بیوتی است. زنی که هیچ مردی خودش را در حد او نمی‌بیند؛ اما ایمان که به جرم قتل در زندان بوده و تبرئه شده، به او علاقه‌مند می‌شود. ایمان کم‌کم متوجه رمزآلود بودن شخصیت ملکه می‌شود و…

 

مقداری از متن رمان ملکه از بهاره غفرانی

ـ یه چیزی رو باید همین اول مشخص کنم راسخ.
ایمان پرسشگرانه او را نگاه کرد. مرسده افزود:
ـ من ملکه‌ام، ملکه هم می‌مونم. تو قرار نیست شاه بشی. می‌دونی؟ مثل ملکه‌الیزابت. شوهرش که شاه نبود؛ بود؟
ایمان سر به چپ و راست تکان داد.
ـ تو هم قرار نیست شاه بشی.
ایمان تک‌خنده‌ای زد و گفت:
ـ من نمی‌خوام شاه بشم.
مرسده با جدیت به او نگاه کرد.
ـ وقتی می‌گم من ملکه می‌مونم، یعنی این منم که حرف آخرو می‌زنم. حرفامو جدی بگیر ایمان!
ایمان آن‌قدر شیفته شده بود که نمی‌دانست دارد چه چیزی را قبول می‌کند.
ـ جدی می‌گیرم. تو ملکه‌ای… ملکه‌ی منی.

***

ـ رسیدن به آرزوها، بهای گزافی داره ایمان. محال ممکنه ما چیزیو به دست بیاریم، درحالی‌که یه چیز دیگه رو از دست نداده باشیم. هیچکی از همون اول ملکه‌ی زندگیش نیست. جنگیدم؛ با خودم، با سرنوشتم، با دشمنم، با موانعم. وقت‌هایی هم که لازم بود، با همه‌ی اینا صلح می‌کردم تا کارم پیش بره. اینه قیمت به دست آوردن چیزی که پیشونی‌نوشتت نیست و تو با تمام وجود اونو می‌خوای.

 

برای دانلود و خواندن رمان ملکه کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 6 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!