دانلود رمان لمس تنهایی ماه از منا امین سرشت

دانلود رمان لمس تنهایی ماه از منا امین سرشت

موضوع اصلی رمان لمس تنهایی ماه

همیشه آدم‌ها رو با ظاهرشون نباید قضاوت کرد. پشت همه‌ی چهره‌هایی که می‌بینیم، آدم‌هایی هستن که نمی‌شه فهمید تو قلب و فکر و روحشون چه چیزی جریان داره. گاهی باید دستشون رو گرفت، روحشون رو لمس کرد و به تنهایی‌هاشون نفوذ کرد تا بشه اون پوسته‌ی سفت و سخت رو شکوند. این قصه، قصه‌ی بیرون کشیدن یه روح پاک از یه جسم خسته و آسیب‌دیده‌ست. قصه‌ی دیدن زیبایی‌های ذاتی آدم‌ها، بی‌توجه به حصار جسمانی اون‌ها. این قصه… یعنی قصه‌ی «لمس تنهایی ماه»…

مقداری از متن لمس تنهایی ماه

سر برگرداند و با دیدن نیلوفر که متعجب نگاهش میکرد، انگشت روی بینی گذاشت و پاورچین به سمتش رفت. نیلوفر آرام پرسید: چی شده؟! دستش را کشید و وقتی کاملا ً از آبدارخانه دور شدند توضیح داد: –میخواستم چایی بریزم، ولی انگار یکی داشت اونجا تلفن صحبت میکرد، بیرون وایسادم که مزاحمش نشم. خب پس چرا پچپچ میکنی؟ نمیخوام صدام برسه اونجا و فکر کنه کسی به حرفاش گوش میداده کی بود حالا؟! چقدر امروز دروغ به هم بافته بود. از خدا خواست او را ببخشد. نفهمیدممنم تازه رسیده بودم. –ناهار میآی دیگه؟! آره، آرهخواستی بری صدام بزن.

کنار میز نیلوفر ایستاد تا بالاخره طالبی با چهره ای آشفته و قدم های بلند به طرف میزش برگشت. چند دقیقه ی دیگر هم آنجا خودش را مشغول کرد و بعد لیوان نیلوفر را هم برداشت. برای تو هم چایی بریزم؟ پیامک سماواتی روی گوشیاش بود و فکرش هزار جا میچرخید. لحظه ای را که ماهرخ در پیامش نوشته بود، به خاطر داشت. همان وقتی بود که طبق معمول داشتند با رامتین سر نحوه ی افزایش ظرفیت انبار بحث میکردند. تلفن همراه رامتین زنگ خورد و او به محض دیدن نام مخاطبش از اتاق بیرون رفت. ارتباط مشکوک بین رامتین و طالبی انکارنکردنی بود، اما نمیدانست چطور باید دستشان را رو کند تا آسیبی به کسی نرسد.

با یادآوری بلایی که سر ماهرخ آورده بودند، از تکرار آن اتفاق برای هرکسی میترسید. بیشتر از هرچیزی هم کنجکاو بود بداند چرا شریکش قصد خالی کردن زیر پای او را دارد. سرش را بلند کرد و نگاهی به رامتین انداخت. او هم غرق فکر بود و هیچ کاری نمیکرد. با نوک خودکارش پشت هم روی میز ضربه میزد و به نقطه ی نامعلومی خیره مانده بود. در جواب پیام ماهرخ نوشت: »ممنون که گفتی، حواسم هستپیام را ارسال کرد. نگاهش را به مانیتور و تصاویر دوربین سالن تولید داد. همزمان و با لحنی به ظاهر بیتفاوت گفت: –زیادی داری سخت میگیری. طرحی که برای طبقه ی بالای انبار دادم هیچ اشکالی توش نیست. هزینه ای انبارداری و انبارگردانی و اینچیزاش هم دو برابر نمیشه.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
همیشه آدم‌ها رو با ظاهرشون نباید قضاوت کرد. پشت همه‌ی چهره‌هایی که می‌بینیم، آدم‌هایی هستن که نمی‌شه فهمید تو قلب و فکر و روحشون چه چیزی جریان داره. گاهی باید دستشون رو گرفت، روحشون رو لمس کرد و به تنهایی‌هاشون نفوذ کرد تا بشه اون پوسته‌ی سفت و سخت رو شکوند. این قصه، قصه‌ی بیرون کشیدن یه روح پاک از یه جسم خسته و آسیب‌دیده‌ست. قصه‌ی دیدن زیبایی‌های ذاتی آدم‌ها، بی‌توجه به حصار جسمانی اون‌ها. این قصه... یعنی قصه‌ی «لمس تنهایی ماه»...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: لمس تنهایی ماه
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: منا امین سرشت
  • تعداد صفحات: 1999
خرید کتاب
45,000 تومان
  • Admin
  • 27 بازدید
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!