پگاه از کودکی دلبسته پسرعموی خودش، پندار است. با وجود علاقه پندار به او، این رابطه معمولی نیست.
پگاه به لطف تربیت مادرش عقدهای و سربه زیر بار آمده و پندار از این پگاه سربه زیر بیشتر خوشش میآید. قفسی که به وسیله مادر و پندار برای پگاه ایجاد شده، بهلطف قبولی پگاه در کنکور میشکند و پگاه به آزادی ...
مینو دنیل دختری روانشناس که محرم دل تمام اعضای خانوادهاش شده است، خودش به دلیل ضربههای عاطفیای که در جوانی خورده است، هنوز نتوانسته ازدواج کند تا اینکه بعد از سالها با یکی از دوستان همدانشگاهیاش، عمران دلاور برخورد میکند و احساسات گذشتهاش زنده میشود…
عمران مدیر موسسه حقوقی و فعال یکی از احزاب مهم سیاسی است و او هم ...
رمان استخوان سوز به قلم دل آرا دشت بهشت داستان دختری به نام مژده است که با وجود مخالفت برادرهایش به پشتوانه حمایت پدر برای تحصیل به شهر دیگری میرود. برای او اعتماد پدر و مادرش مهمترین چیز در دنیاست. اما همکلاسی او باعث ایجاد تغییرات بزرگی در شخصیتش می شود. او از یک مژده محافظه کار، به دختری ...
موضوع اصلی رمان صحرا :
ازدواج اجباری
مقداری از متن رمان صحرا :
تا به خودم بیام دانیال منو کشید سمت خودش و لبمو بوسید کوتاه بود… داغ بود ….اولین بارم بود باورم نمیشد
دلم میخواست دستمو بلند کنم و بزنم زیر گوشش
عصبانی بودم نگاهم به دختره افتاد که با چشمای اتیشی به ماخیره بود
دانیال ازم جدا شد
لبشو تر کرد اما من ماتم ...
موضوع اصلی رمان وداع آخر :
تفاوت فرهنگی دو زوج و توقعاتشون از هم.
مقداری از متن رمان وداع آخر :
ماگ چایش را سر میکشد و تفاله اش را میگذارد… برگه ی زیر دستش را میگیرد و با دقت اعداد را محاسبه میکند… شماره ها یکی پس از دیگری از نوبت شمار خوانده میشوند و او هر بار میان حساب و ...
موضوع اصلی رمان حریر و حرارت :
رمان حریر و حرارت سرگذشت دختری از دل یه خاندان مذهبی که قراره با پسر عمه اش ازدواج کنه، اما هرچقدر بیشتر آشنا می شن و پیش می رن، بیشتر متوجه می شه هیچ چی نه در مورد خود واقعیش و نه در مورد خانواده اش می دونه…
مقداری از متن رمان حریر و ...
موضوع اصلی رمان وداع آخر :
تفاوت فرهنگی دو زوج و توقعاتشون از هم.
مقداری از متن رمان وداع آخر :
ماگ چایش را سر میکشد و تفاله اش را میگذارد… برگه ی زیر دستش را میگیرد و با دقت اعداد را محاسبه میکند… شماره ها یکی پس از دیگری از نوبت شمار خوانده میشوند و او هر بار میان حساب و ...
موضوع اصلی رمان چشمان :
رمان چشمان سرگذشت دختریه که حاصل یک تجاوز بوده…
مقداری از متن رمان چشمان :
تو تاریکی، قفل در پشت بوم رو باز کردم و آروم رفتم رو پشت بوم… برق هارو روشن نکردم، که همسایه ها متوجه من نشن.
سقف ساختمون ما، تقریبا پایین تر از همه بود. یه ساختمون سه طبقه سی ساله! تو منطقه شلوغ ...