رمان شوکای من روایت گر زندگی دختری به نام شوکاست که با رازی که در گذشته اش داره در حال دست و پنجه نرم کردنه. میخواد یه زندگی جدید شروع کنه و کارش رو در آزمایشگاه شروع میکنه غافل از اینکه گذشته تا کامل حل نشده دست از سر ما بر نمیداره.
تو این مسیر کنار مردی قرار میگیره که ...
رمان عشق خاکستری داستان واقعی زندگی دختری به نام آرام است. دختری که به یه مهمانی اشتباه میره. مهمونی که فکر میکرد تولده اما در واقع جایی برای آشنایی افراد با تمایلات ارباب و برده و BDSm بوده. وقتی میخواد مهمانی رو ترک کنه یه مرد مست اونو تو اتاقی زندانی میکنه اما با تلاش آرام و کمک لحظه ...
رمان نغمه شب روایت گر سرگذشت نغمه است. نغمه تک دختر یه سازنده سرشناس تو شیرازه، دختری که بخاطر نگرانی ها و حساسیت پدر و مادرش وابسته و منزوی شده. بخاطر این وابستگی ها نغمه سه ساله پشت کنکور مونده و به شدت دلش استقلال و رفتن از خونه میخواد. برای همین از مردی کمک میگیره تا بتونه پدرش ...
موضوع اصلی رمان شوکای من :
رمان شوکای من یک رمان عاشقانه ایرانی است که درباره دختری به نام شوکاست . سرگذشت دختری که در گذشته مورد آزار جنسی قرار گرفته و حالا با وجود گذشتن یک سال در محل کار جدید هنوز آزار ها ادامه داره. با مردی آشنا میشه که خودش مثل شوکا گذشته پر رمز و رازی ...
موضوع اصلی رمان حریر و حرارت :
رمان حریر و حرارت سرگذشت دختری از دل یه خاندان مذهبی که قراره با پسر عمه اش ازدواج کنه، اما هرچقدر بیشتر آشنا می شن و پیش می رن، بیشتر متوجه می شه هیچ چی نه در مورد خود واقعیش و نه در مورد خانواده اش می دونه…
مقداری از متن رمان حریر و ...
موضوع اصلی رمان حس گمشده :
داستان واقعی پسری که بعد خیانتی که میبینه درگیر بازگشت احساس به وجودشه.
مقداری از متن رمان حس گمشده :
از وقتی که یادمه عاشق دختر خالم بودم عاشق چشمای شیطون و لبخندش که دلمو می برد.
یادم نمیاد از کی شروع شد
فقط یادمه وقتی که میخندید چه حسی به قلبم می داد
من انقدر خاطره رو دوست ...
موضوع اصلی رمان حس گمشده :
داستان واقعی پسری که بعد خیانتی که میبینه درگیر بازگشت احساس به وجودشه.
مقداری از متن رمان حس گمشده :
از وقتی که یادمه عاشق دختر خالم بودم عاشق چشمای شیطون و لبخندش که دلمو می برد.
یادم نمیاد از کی شروع شد
فقط یادمه وقتی که میخندید چه حسی به قلبم می داد
من انقدر خاطره رو دوست ...
موضوع اصلی رمان چشمان :
رمان چشمان سرگذشت دختریه که حاصل یک تجاوز بوده…
مقداری از متن رمان چشمان :
تو تاریکی، قفل در پشت بوم رو باز کردم و آروم رفتم رو پشت بوم… برق هارو روشن نکردم، که همسایه ها متوجه من نشن.
سقف ساختمون ما، تقریبا پایین تر از همه بود. یه ساختمون سه طبقه سی ساله! تو منطقه شلوغ ...