موضوع اصلی رمان سیاه مست
جنازهی لخت خواهرِ یارا، نامزدِ سهند خان بزرگ آبادی رو صبح زود تو خونه باغ یه مرد غریبه پیدا کردن! سهند خان انتقامِ این رسوایی و بی آبرویی رو از خواهر کوچیک یلدا گرفت!
مقداری از متن سیاه مست
با خندهای که حالا شدیدتر شده بود پشت گردنش را مالید: - باشه... ما که رفتیم ولی این رسمش ...