دانلود رمان پنجره فولاد از هانی زند

دانلود رمان پنجره فولاد از هانی زند

موضوع اصلی رمان پنجره فولاد

_ زن منو با اجازه‌ کدوم دیوثِ بی‌غیرتی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ بکارتش؟ حاج‌بابا تسبیح دانه‌درشتش را در دستش می‌گرداند و دستی به ریش بلندش می‌کشد. _ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچی‌ندار نیست! عمران صدایش را بالاتر می‌برد. رگ‌های ورم‌ کردهٔ گردنش خبر از فوران آتشفشان می‌دهند. _ زن من نیست و هر شب تو تخت منو بغل شوهرش می‌خوابه حاج‌آقا؟ مامور کلانتری «لااله‌الا‌الله» زیر‌لبی زمزمه می‌کند.

مقداری از متن پنجره فولاد

مقابل آیینه که نشست هنوز چشم هایش خیس بود و هنوز دست هایش می‌لرزید… دستی توی موهای بلند و خوش حالتش کشید و اشک هایش سرعت بیشتری گرفت… از بیرون اتاق صدای تق و توق مختصری به گوشش رسید نیم تنه اش را به عقب گرداند. در بسته بود. حین برگشتن سر جایش تصویر رو تختی به هم ریخته به دلش چنگ کشید موهایش را از حرص کمی کشید. درد می‌گرفت اما دلش خنک نمیشد. دلش از دست خودش پر بود. _لعنتى.. لعنتى.. صدای شکستن چیزی آمد… اهمیت نداد… عمران دیوانه تر شده بود.

باید کاری می‌کرد باید این جهنم را خودش سر و سامان می‌داد… به عمران که امیدی نبود… عمرانی که بی خبرتر از خودش وسط این منجلاب افتاده بود که اصلاً گناهی هم نداشت. خم شد و شال را از روی زمین چنگ زد و در دل ناله کرد. دیگه چه فایده از پوشوندن این موها اما شال را روی پاهایش گذاشت و کش را به دور موهایش محکم کرد. _گیج بود ثریا… گیج بود… اگه می‌خواست اذیتت کنه چرا تو این شیش ماه نکرد… آروم بگیر… صدای غرغر عمران از بیرون اتاق بلند شد: تو یه بار دیگه این شیشه های منو اینور اونور کن مجبورت می‌کنم همه رو تا آخر بخوری ثریا… نفس کلافه اش را بیرون فرستاد و برای دور آخر موها را پیچید…

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
_ زن منو با اجازه‌ کدوم دیوثِ بی‌غیرتی بردید دکتر زنان واسه معاینهٔ بکارتش؟ حاج‌بابا تسبیح دانه‌درشتش را در دستش می‌گرداند و دستی به ریش بلندش می‌کشد. _ تو دیگه حرف از غیرت نزن مردیکه! دختر منم زن توی هیچی‌ندار نیست! عمران صدایش را بالاتر می‌برد. رگ‌های ورم‌ کردهٔ گردنش خبر از فوران آتشفشان می‌دهند. _ زن من نیست و هر شب تو تخت منو بغل شوهرش می‌خوابه حاج‌آقا؟ مامور کلانتری «لااله‌الا‌الله» زیر‌لبی زمزمه می‌کند.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: پنجره فولاد
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: هانی زند
  • تعداد صفحات: 2285
خرید کتاب
40,000 تومان
  • Admin
  • 11 بازدید
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!