دانلود رمان کوپید از گیسو خزان

دانلود رمان کوپید از گیسو خزان

موضوع اصلی رمان کوپید

عشقی که قراره بعد از یازده سال تحت اجبار به وصال برسه…

هدف نویسنده از نوشتن رمان کوپید

صحبت درباره مشکلات افرادی که درگیر ویتیلیگو هستن و از بین بردن باورهای غلطی که مردم درباره این مسئله دارن…

پیام های رمان کوپید

ثابت قدمی در راه عشق و داشتن اعتماد به نفس در راه رسیدن به آرزوها.

خلاصه رمان کوپید

دختری که از چهارده سالگی به پسرداییش دل بسته و به خاطر شرایط زندگی جفتشون چاره ای جز دفن کردن این عشق تو وجودش نداشته.. حالا بعد از یازده سال.. باید اون خاک هایی که تو این سال ها روش ریخته رو کنار بزنه و عشقش و از اعماق قلبش بیرون بکشه و زنده اش کنه.. در حالی که هیچ امیدی به دو طرفه بودن این احساس نداره!

مقداری از متن رمان کوپید

– آره الآن رسیدیم.. ماهان کارش طول کشید.. اینا کی اومدن؟
– یه ساعتی می شه!
– حرفی چیزی نشد؟
نفس عمیقی کشیدم و خودم و زدم به اون راه که مثلاً از هیچی خبر ندارم..
– چه حرفی؟
– همین جوری.. گله و شکایتی.. چیزی!
– انقدر شعور دارن که بدونن درد خودمون بیشتره و حداقل پیش ما گله و شکایت نکنن!
دیگه چیزی نگفت چون نگاه متعجبش به لباسام افتاد و از اون جایی که مامان تلفنی در جریان ریز به ریز اتفاقات قرارش می داد.. حتی از این که من امشب چی قرار بود بپوشمم خبر داشت که گفت:
– پس چرا پیراهن آبی که تازه برات خریدم و نپوشیدی؟
برعکس این دو نفر من اصراری نداشتم که حتماً اون لباس تنم باشه و بی تفاوت گفتم:
– افتادم تو باغچه کثیف شد!
– ای بابا.. اون که خیلی بهت می اومد.. کمرشم تنگ بود هیکلت و عالی نشون می داد.. این چیه پوشیدی؟ خیلی گشاده که!
راه افتاد سمت کمدم و غر زد:
– حداقل اون پیراهن صورتیه که مروارید دوزی داره رو بپوش..

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 12 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!