اون واحد بالای سرمون بود و بر حسب اتفاق شومی شوهرِ خواهرم شد…
چیزی که من از رابطهشون میبینم نه عشقه نه ازدواج و اون همچنان به این اشاره می کنه که این ازدواج درست نیست، در حالی که من از روزی که اون با رعنا عقد کرده ، اونو توی قلبم کُشتم ولی بهادر نمیخواد اینو بپذیره و همین شروع دردسرهای جدید من و اون و خانوادهها شد…
هدفم از نگارش رمان زوال:
– تجربه واقعی دیگران و پیموندنِ راه اشتباهی که منجر به درگیری مشکلات در جامعه و خانوادهها میشه…
– اعتماد پدرو مادرها و صمیمیتِ بیجاشون نسبت به اقوام نزدیک، که گاهی منجلاب درون همین جامعههای کوچیک رخ میده.
نمونهش اعتماد بیجای مادر ریحان و پروبال دادن به خواهر زادهش که مرتب تکرار میکنه ” بهادر همه کارهی ماست” و همین باعث میشه بهادر بدون در نظر گرفتن حرمتی، به امور کارهای دخترهاش اشراف زیادی داشته باشه.
و مسئلهی بعدی حمایت نکردن خانوادهها از مشکلاتِ فرزندان هست.
مثلا وقتی مادر ریحانه به اشتباه دخترش پی میبره، به جای حمایتش یا گوش دادن به مشکلش، اولین کسی هست که به دخترش سنگ میزنه و اونو از خونه طرد میکنه و این بخش تازهای از مشکلات دخترش هست…
پیامم در رمان زوال:
– آگاهی خانوادهها در مورد اعتمادشون به فرزندان و زمینهسازی برای راحت بیان کردنِ مشکلاتشون.
چه در خصوص پسرها و چه دخترها…
رمان زوال به صورت تکمیل شده از سایت و اپلیکیشن رمان خوانی به بوک قابل تهیه و مطالعه می باشد. لازم به ذکر است این رمان رایگان نیست و با رضایت نویسنده فقط در به بوک منتشر شده است و سایت های دیگر رمان اجازه ی انتشار فایل کامل این رمان ندارند. به همین منظور در سایت دمو رمان فقط فایل عیارسنج رمان زوال منتشر می شود.
مطالب مرتبط: