رمان جرم عاشقی روایت دختری به نام ستاره و پسری به نام سپهر است که به هم تلاقی خورده و داستان را به طور منحصربهفردی وارد فاز عاشقی میکنند. قصهای که نویسندهای متخصص در این زمینه و ژانر را دارد و مخاطب را تا انتها با خود همراه میکند. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی نگارش شده و قلم نویسنده روان و شیوا میباشد. این رمان با 496 صفحه، در سال 1393 از نشر شقایق منتشر شده است.
رمان حول محورِ دو خانوادهی خیلی خوشبخت که هیچکس تا حالا غمشان را ندیده، میچرخد.
ستاره دختری پرشروشور است که دیدی فمینیستی دارد و به شدت با جنس مخالف سرناسازگاری دارد. این دختراستثنایی با جوانی بسیار موجه برخورد میکند که از چند جهت به زندگیاش گره می خورد.
سپهر که تنها شخصیت کامل و سفیدِ داستان است که بسیار متعهد و خانواده دوست است.، پسر جوانی که در عین وجاهت و ثروت، بسیار رئوف است و اطرافیان از تیررس مهربونیاش دور نمیشوند. او با تمام هموغمش و فرار از بحران احساسی، دل به دخترِ فتنهگر قصه می سپارد. دختری که خوابگردی دارد و به واسطهی این مسأله، بارها دچار مشکل میشود. هیچکس نمیتواند به ستاره برای درمان این معضل کمک کند، به جز سپهر.
گرمای بیش از حد کلافهاش کرده بود و سرعت اتومبیل بر آن دامن میزد. نگاهش به کنار دست چرخید و لب به اعتراض گشود:
ـ چرا اینقدر تند میری ستاره؟!
ـ هنوز متوجه نشدی وقتی حرصم میگیره باید به نحوی خودمو تخلیه کنم.
ـ این طوری خودمونو به کشتن میدی.
ستاره با عصبانیت گفت:
ـ بلایی سرش بیارم که هیچ وقت فراموش نکنه.
هما پر صدا خندید و گفت:
ـ فتاحی بینوا از هول تلافیهای دست اول سرکار خانم فرار رو ترجیح داد. فکر نکنم جلسهی آینده جرأت کنه پاشو بذاره آموزشگاه… مگه با وساطت استاد.
ـ مگه همین کار رو کنه، والا…
به یک باره سکوت کرد و سرعتش را تا حد زیادی کاهش داد:
ـ فکر کنم هر چی کودنه، مقابل من سبز میشه.
هما صاف روی صندلی نشست و به روبرو چشم دوخت. اتومبیلی شیک و براق، درست وسط خیابان توقف کرده و مانع عبور شده بود.
ـ این چرا وسط خیابون پارک کرده؟
ـ پارک نکرده، آزار داره!
ـ از کجا فهمیدی مردم آزاره؟
ـ رانندهشو نمیبینی؟
هما با دقت بیشتری به اتومبیل نگاه کرد و از پشت شیشههای دودی اتومبیل به مردی که پشت فرمان نشسته بود چشم دوخت. لبخندی زد و گفت:
ـ چند تا بوق بزن، شاید خوابش برده.
دیدن لبخند روی لبهای هما عصبیترش کرد. نگاه از او برگرفت و دستش را روی بوق گذاشت. با بلند شدن صدای اولین بوق، مردی جوان از اتومبیل بیرون آمد و به سوی آنها گام برداشت. ستاره به گامهای بلند و هماهنگ او خیره بود تا به اتومبیل رسید و به جانبش خم شد.
ـ روز به خیر خانم! عذر میخوام که سد معبر کردم.
متانت و ادب مرد جوان، از عصبانیت ستاره کاست.
ـ روز به خیر! لطف کنید اتومبیلتون رو جا به جا کنید. من عجله دارم.
ـ شرمندهام. متأسفانه بنزین تموم کردم.
ـ بنده تا کی باید پشت این ترافیک اجباری بایستم؟
ـ جسارتاً تا زمانی که دوست بنده با بنزین برگرده.
ـ به جای لطیفه تعریف کردن، ماشینتون رو بکشید در حاشیهی خیابون تا مانع عبور و مرور مردم نباشید!
از لحن عصبی دخترک، مرد جوان جا خورد، بنابراین در پاسخ گفت:
ـ شما لطف کنید ماشین بنده رو جا به جا کنید چون به هیچ وجه حرکت نمیکنه! روز به خیر!
شیطنت نگاه مرد جوان را از پشت عینک سیاهش حس میکرد. با دور شدن او زهرخندی روی لب نشاند و جمله ی او را زیر لب زمزمه کرد:
ـ روز به خیری نشونت بدم تا حالت جا بیاد!
دستش را روی دنده گذاشت و آن را جابهجا کرد.
ـ آفرین دختر خوب! نشون دادی یه خانم موقر و با شخصیتی.
نگاه عصبیاش به سوی هما چرخید.
ـ آره! حتماً همین الان دور میزنم و میرم طرف خیابون بالا!
لحن ستاره، ظن هما را تحر یک کرد و با دل نگرانی پرسید:
ـ چه کار میخواهی بکنی ستاره؟!
ستاره لاقید شانهای بالا انداخت و به روبرو چشم دوخت. راه نسبتاً بازی از کنار اتومبیل مقابل توجهش را جلب کرد. پایش را روی پدال گاز فشرد و مانند باد از کنار اتومبیل مزبور گذشت. در حین عبور، آیینهی آن را
از جا کند و در میان حیرت مرد جوان کمی به عقب بازگشت.
رمان جرم عاشقی از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
الهه محمدی متولد سال 1358، متاهل، دارای سه فرزند میباشد. ایشان در رشتهیِ علوم انسانی تحصیل کرده و جزو نویسندگان پرفروش و قدیمی ایرانی به شمار میرود. این نویسنده اغلب در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت میکند.
رمان مریم پاییزی _ انتشارات شقایق
رمان آتاناز _ انتشارات شقایق
رمان جرم عاشقی _ انتشارات شقایق
رمان عشقم را پس بده _ انتشارات شقایق
رمان محکوم عشق _ انتشارات شقایق
رمان شوریده حال _ انتشارات شقایق
رمان نایف _ انتشارات شقایق
رمان تعلیق _ انتشارات علی
رمان آسیمه _ انتشارات علی
رمان مغرب احساس _ انتشارات علی
رمان تهاتر _ در دست بررسی برای چاپ
رمان صورتک(جلد اول) _ انتشارت سخن
رمان شیدای کافر _ در دست بررسی برای چاپ
رمان سایهیمترسک _ در دست بررسی برای چاپ
رمان عروس تاریکی _ مجازی
رمان سیاژ_مجازی