داستان زندگی دختری به نام تبسم است که دل در گرو عشق امیرعلی پسر همسایه میگذارد غافل از آنکه اسم امیرعلی از کودکی روی دختر خالهاش است، با خبردار شدن خانوادهها، دو خانوادهی به شدت سختگیر جلوی عشق تبسم و امیرعلی قدعلم میکنند و این دو عاشق برای رسیدن به هم علاوه بر موانع پلهای پشت سر را هم در هم میشکنند…
وقتی دو دختر در جدالی نابرابر دل به یک پسر میبازند. مرجان دختر خالهای که پشتش به سنتی به نام ناف بریدن گرم است و یک خانواده حامی عشقش هستند و تبسم از همه جا بی خبر یک سالی است که دل به عاشقانههای امیرعلی پسر همسایه داده، خانم دکتر آینده که کلا با معیارهای مذهبی و سفت و سخت خانواده امیرعلی زمین تا آسمان فرق دارد اما دلش به عشق امیرعلی گرم است.