مجموعه داستان کوتاه زیبای لعنتی

مجموعه داستان کوتاه زیبای لعنتی

توضیحات مهم مجموعه داستان کوتاه زیبای لعنتی از سعیده براز

موضوع اصلی مجموعه داستان کوتاه زیبای لعنتی از سعیده براز

چند موضوع و داستان مختلف دارد.

خلاصه مجموعه داستان کوتاه زیبای لعنتی از سعیده براز

چند مجموعه داستان هست خلاصه ندارد به نامهای
زیبای لعنتی
فلش
نیش دوستی
تو از همه مهربانتری
توعاشق تری یامن
بیماری وسواس فکری وذهنی حاد

 

مقداری از متن مجموعه داستان کوتاه زیبای لعنتی از سعیده براز

ساعت6صبح بود،باصدای زنگ موبایل ازخواب پریدم.
می دانستم احمداست…هرروزاین ساعت تماس می گرفت تابیدارشوم وصبحانه رابرایش آماده کنم…ازشب کاریهایش متنفربودم چون خواب رابرمن هم حرام می کرد.
تماسش راپاسخ دادم ومشغول آماده کردن صبحانه شدم…بی حوصله وعصبی سرمیزنشسته بودکه بادیدن یک تارمو،روی میزعصبانی ترهم شد.
-این لعنتی هارومحکم ببند یاعرضه اشونداری کوتاهشون کن تاکم توخونه بیفتن.
کلمه ی لعنتی خاطره ای رابه یادم آورد…علی همیشه میگفت:
-این لعنتی هامنوبی قرارمیکنن…این زیبای لعنتی رومباداکوتاه کنی ها.
روزگارنخواست علی بماندواحمدجایش راگرفت وچه جایگزین ناعادلانه ای!!!
فردای ان روززودترازساعت 6ازخواب بیدارشدم…چندتارموروی بالشت راجمع کردم…چندتارموهم روی پتوبود…چندتارموهم…
دیگرحوصله ی حرف شنیدن نداشتم…روبه روی آیینه ی اتاق خواب ایستادم…دستانم می لرزیداماقیچی رامحکم گرفتم وازکنارگوشم موهایم راکوتاه کردم.
ساعت 6صبح بود…احمدزنگ می زد…علی جلوی چشمانم درآیینه گریه می کرد.
ومن بایک دسته موی مشکی بلنددردستانم به سمت آشپزخانه می روم .

 

برای دانلود و خواندن مجموعه داستان کوتاه زیبای لعنتی کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 7 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!