این مجموعه داستان کوتاه شامل سه داستان کوتاه با نام های «ساکن پلاک 22» ، «تویی که زیبایی» و «برای آنکه، انار مهم است» می باشد.
ساکن پلاک 22 :
درباره نویسنده ایست که در دهه شصت به صورت ناشناس با دختری در خرمشهر نامه نگاری میکند.
***
تویی که زیبایی :
پسر کتابفروشی که عاشق یکی از مشتری هاش شده.
***
برای آنکه، انار مهم است :
آدمهایی که اشتباهی عاشقند.
ساکن پلاک 22 :
سهراب نویسنده ای است که تازگی ها کتاب های پرفروشی نوشته است حالا او به خرمشهر آمده تا ساکن پلاک ۲۲ را ببیند، نامه به دست سمیره رسیده اما سمیره ساکن پلاک ۲۲ نیست!
***
تویی که زیبایی :
علی مسئول کتاب های فلسفی کتاب فروشی نزدیک دانشگاه دختری است که خیلی ساده و خوش لهجه است…آنقدر ساده که دل علی را میبرد و …
***
برای آنکه، انار مهم است :
راستی چرا آدمها اینقدر دوست دارند که اشتباهی عاشق شوند؟
زیبایی
شبیه خرمشهر!
***
علی که مسئول فروش یه کتابفروشی عاشق یه دختر دانشجو شده که خیلی ساده و تو دل بروعه تو فاصله ی تعطیلات بین دو ترم تصمیم میگیره به دختر قصه اش بگه که دوستش داره اما بعد از تعطیلات وقتی اون دختر میاد خیلی تغییر کرده اونقدری که دیگه اثری از اون سادگی نیست.
***
یک روز دستم را گرفت و گفت: ببین خودم جان! شما توی خانه اتان خیلی انار را دوست دارید! انار را اصلا میپرستید! گلپر توی این خانه حرمت دارد! گلپر نه که مصلح انار باشد اصلا!مصلح اجتماع کوچک این خانه است! گلپر کنار انار! گلپر هم نشین پرتقال…گلپر یار غار اسپند سوزان برای دفع حسد…این ها،این عطر ها وقتی که باهم ترکیب میشوند خیلی شاعرانه میشود اوضاع! پس هی نگو من کجا و او کجا! توهم به سهم خودت شاعری بلدی!توهم شاعری.