دانلود رمان گلاریس از خورشید

دانلود رمان گلاریس از خورشید

موضوع اصلی رمان گلاریس

اون دختر برای عمل مادرش میخواد تن فروشی کنه و بکارتش رو به حراج گذاشته! اسمش گلاریس بود! دختری که مامور شده بودم تا بدون اینکه بفهمه دورادور مراقبش باشم! با فهمیدن اینکه میخواد بکارتش رو به حراج بذاره! اون رو به خونه‌ام کشیدم تا توی دام مرد دیگه ای نیوفته

مقداری از متن گلاریس

ریحانه نیز کنج خانه در خود جمع شده بود و به حال دلِ دوستش غصه میخورد. _باید بفهمم میخواد چکار کنه. این تنها جمله ای بود که ریحانه انتظار شنیدنش را نداشت! با صدای نازک و جیغ مانندش فریاد کشید: _چی؟ چرا باید بدونی؟ از جا بلند شد و نشست، به ریحانه نگاه کرد و سعی داشت احساسات را به او توضیح دهد. _ میدونم دیوونگیه ریحانهاما من سعی کردم امتحانش کنم! سعی کردم زندگی بدون کوروش رو امتحان کنماما هر بار که صدای زنگ خونه بلند میشد امیدوار بودم که اون باشه! هربار که گوشیم زنگ میخورد من میخواستم که اون باشه!

هر بار که در کافه باز میشد دلم میخواست کوروش باشه که از اون در میاد داخلمیفهمی چی میگم؟ ریحانه که اخم هایش در هم فرو رفته بود جلوتر رفت و دستهای او را گرفت. _نه گلاریس! نمیفهمم چی میگیمنظورت رو درست بگوچرا میخوای بفهمی کوروش میخواد چکار کنه؟ دخترک بین گفتن واقعیت و نگفتنش به ریحانه تردید داشت، اما در آخر گفت: _برای اینکه کمکش کنم! ریحانه مبهوت به او نگاه کرددخترک با خود فکرهای زیادی کرده بود! اگرچه به او گفته بود که باید از این سازمان خارج شود تا بتواند کنارش باشد امااو که قرار نبود وارد رابطه ای با کوروش شود!

او فقط میخواست برای این انتقام کمکش کند! ضمن اینکه با تمام وجود میخواست انتقام مادرش را هم بگیرد! نمیدانست چکار باید کردشاید بهتر بود با محمد صحبت کند، از جا پرید و فکرش را به زبان آورد. _میخوام با محمد صحبت کنمشاید اون چیزی بهم بگه. با پوزخندی که ریحانه زد از جا ایستاد و با حرص دست به سینه ایستاد. _چیه باز چرا نیشخند میزنی؟ ریحانه رو به رویش ایستاد و دست هایش را در هوا تکان داد. _واقعا محمد؟ واقعا میخوای با اون حرف بزنی؟ کسی که همه ی رازهای کوروش رو میدونه بهش خیانت نمیکنه! تو آب بخوری محمد میره بهش میگه

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
اون دختر برای عمل مادرش میخواد تن فروشی کنه و بکارتش رو به حراج گذاشته! اسمش گلاریس بود! دختری که مامور شده بودم تا بدون اینکه بفهمه دورادور مراقبش باشم! با فهمیدن اینکه میخواد بکارتش رو به حراج بذاره! اون رو به خونه‌ام کشیدم تا توی دام مرد دیگه ای نیوفته...
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: گلاریس
  • ژانر: عاشقانه، معمایی
  • نویسنده: خورشید
  • تعداد صفحات: 1451
خرید کتاب
55,000 تومان
  • Admin
  • 209 بازدید
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!