این رمان جلد اول بوده و نام دیگر آن «اطلسی های خیس» است، شما می توانید جلد دوم رمان را با نام «ذره ذره تا عشق» جستجو و بصورت کامل مطالعه کنید.
صنم وقتی متوجه انحراف جنسی همسرش میشه طلاق میگیره.
صنم شب ازدواجش متوجه انحراف جنسی همسرش میشه و طلاق میگیرن، در شرایطی که اعضای خانواده پسر خبر ندارن و صنم رو دختری زیاده خواه میبینن و آشنایی صنم با دایی همسر سابقش باعث اتفاقاتی میشه…
نمی خواستم گل های اطلسیم بی برگ و ریشه بمانند.
خم شدم .
-اینجا چه خبره؟
دستم در جا ماند . با یک نفس عمیق عطرش را به ریه هایم کشیدم . آرامش از همان عطر و ریه به روح و جانم تزریق شد . خم شد و کنارم نشست. از ذهنم گذشت کی آمده ؟ چطور آمده ؟ اما ترجبح دادم بی جوابشان بگذارم .
-کی اینکارو کرده؟
سرم را بلند کردم ، در نگاهش نگرانی و ناراحتی بود .
-نمی دونم.
-غصه نخور چیزی نشده.
-اطلسی هام.
دستم را گرفت، قلبم تکان خورد ، نفسم حبس شد.
-بهتر ، چی بود اینگلای رنگاوارنگ، کلا این گلا بدآموزی دارن . قبلام بهت گفته بودم ، همون بحث تنوع طلبی مردا و این چیزا…
مگر میشد آن روز را فراموش کنم ! کلا دقایق و ثانیه هایی که او حضور داشت ، فراموش نشدنی بودند و در حافظه ام چون یک تابلوی نفیس حکاکی ، حک شده بود .
لبم را به دندان گرفتم و خنده ام را فرو خوردم.
-ول کن اون لبای لامصبو حال آدم و…
پوفی کشید :
-پاشو جمع کنیم.
خون با شدت بیشتری راه رگ های قلبم را پیش گرفتند . قلبم تندتر زد، بلند شدم تا از حجم التهاب درونیم کم کنم.