رمان کاش گریزی بود اثر بابک سلطانی

رمان کاش گریزی بود اثر بابک سلطانی

کاش گریزی بود
از اینجای قصه که من ایستاده ام
تا آن سر ابرهای شمالی
که تمام سال
بی بهانه می بارید
و درختانی را سبز می کرد
که بعد از رفتن تو
کمر شکسته بودند.
کاش گریزی بود
رفتنی,
از اینجای شهر
تا هرجایی
که تو را مدام تکرار نمی کرد.
تو رفته بودی
من رفته بودم
اما از هم جدا نمی شدیم.
قسمتی از تو
در سرم جا مانده بود
زیر انگشتانم
که تمام زمستان
خواب می بافت.
قسمتی از من هم
در تو جا مانده بود
در خنده های بلندت
وقت تنهایی
در ته سیگارهای زیر تخت
و قاب عکسی که,
به هیچ دیواری نبود.
کاش گریزی بود
رفتنی
کاش.

***

من روی یاد تو که یله شده بر آسمان خط می کشم
با من تراوش روزانه ای ست که در نبود تو تکرار می شود
تقصیر خواب نیست تقدیر ما تصادفی ست که به هیچ نمی ارزد
تقدیم به دوست فقیدم مرحوم محمد جوشنی ادمین سایت نودهشتیا که یاد و خاطره اش هیچگاه از خاطرم نخواهد رفت.

 

رمان کاش گریزی بود به صورت تکمیل شده از سایت و اپلیکیشن رمان خوانی به بوک قابل تهیه و مطالعه می باشد. لازم به ذکر است این رمان رایگان نیست و با رضایت نویسنده فقط در به بوک منتشر شده است و سایت های دیگر رمان اجازه ی انتشار فایل کامل این رمان ندارند. به همین منظور در سایت دمو رمان فقط فایل عیارسنج رمان کاش گریزی بود منتشر می شود.

 

مطالب مرتبط:

  • رمان پاییز که بیاید اثر بابک سلطانی
  • رمان کاش گریزی بود اثر بابک سلطانی

برای دانلود رمان کاش گریزی بود از  بابک سلطانی کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 5 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!