رمان پای همه دردها مانده‌ ام

رمان پای همه دردها مانده‌ ام

توضیحات مهم رمان پای همه دردها مانده‌ ام از دل‌آرا دشت‌بهشت|مهسا رمضانی

این کتاب قبلا توسط انتشارات صدای معاصر به چاپ رسیده است. نسخه الکترونیک موجود در اپلیکیشن به بوک با رضایت ناشر و مولفین اثر منتشر شده است.

موضوع اصلی رمان پای همه دردها مانده‌ ام از دل‌آرا دشت‌بهشت|مهسا رمضانی

بررسی روابط خانوادگی و اثر سخت‌گیری بیش‌ از حد بر روی فرزند.

خلاصه رمان پای همه دردها مانده‌ ام از دل‌آرا دشت‌بهشت|مهسا رمضانی

پگاه از کودکی دلبسته پسرعموی خودش، پندار است. با وجود علاقه پندار به او، این رابطه معمولی نیست.
پگاه به لطف تربیت مادرش عقده‌ای و سربه‌زیر بار آمده و پندار از این پگاه سربه‌زیر بیشتر خوشش می‌آید. قفسی که به‌وسیله مادر و پندار برای پگاه ایجاد شده، به‌لطف قبولی پگاه در کنکور می‌شکند و پگاه به آزادی دست پیدا می‌کند و او چون ماهی تشنه، به آب می‌رسد. در محیط دانشگاه با مسائلی روبه‌رو می‌شود که سال‌هاست برای او تابویند و…

 

مقداری از متن رمان پای همه دردها مانده‌ ام از دل‌آرا دشت‌بهشت|مهسا رمضانی

ـ حالا‌ می‌شه بپرسم دلیل عصبانیتت چی بود؟
موبایلم را از جیبم درآوردم و درحالی‌که آن را روشن می‌کردم، جواب دادم:
ـ دلم نمی‌خواست نگرانم باشی… درواقع… احساس کردم که…
کمی احساس خجالت کردم‌؛ اما جمله‌‌‌ام را ادامه دادم.
ـ داشتی پسرخاله می‌شدی.
ابروهایش را بالا داد.
ـ شاید تو حافظه‌‌‌ت ضعیف باشه‌؛ اما من دقیقاً یادمه که وقتی جلوی در خوابگاه پیاده‌‌‌ت کردم، چه حالی داشتی!
لحنش آن‌قدر جدی بود که پاهایم را با ناراحتی زیر نیمکت بردم.
ـ به تماسام جواب نمی‌دادی و من خودمو مقصر می‌دونستم که به یه بچه‌ی خام و بی‌تجربه و صدالبته بی‌ظرفیت، اصرار کردم که بیاد دورهمی…
حرفش را با ناراحتی قطع کردم.
ـ من بی‌ظرفیت نیستم!
سرش را کمی خم کرد.
ـ واقعاً؟!… رفتارت که چیز دیگه‌ای می‌گفت.
بغض به گلویم چنگ انداخت و باعث شد سکوت کنم. و او بی‌رحمانه بقیه‌ی حرف‌هایش را بر سرم آوار کرد.
ـ بعد برگردی به من بگی پسرخاله! واقعاً با خودت فکر کردی من احتیاجی دارم که پسرخاله بشم؟! به من می‌خوره آدمی باشم که از سادگی یه نفر سوءاستفاده کنم؟! درصورتی‌که اونی که سوءاستفاده کرده…
سکوت کرد. با چشمان اشکی به صورتش نگاه کردم. نفسش را با حرص از راه بینی‌اش بیرون فرستاد. نمی‌دانم جمله‌ی نصفه‌ی آخرش نتیجه‌ی صداقت در مستی خودم بود یا دهان‌لقی تارا؛ به‌هرحال، قامت راست کرد و پایش را از لبه‌ی باغچه برداشت.
ـ دفعه‌ی بعد که خواستی تو جمع بزرگ‌ترا حاضر بشی، رضایت‌نامه‌ی کتبی از والدین یا اجازه از همسر داشته باش!
نگاهی گذرا به انگشترم انداخت و پوزخند زد.
ـ خوشبخت باشی…

 

برای دانلود و خواندن رمان پای همه دردها مانده‌ ام کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 7 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!