رمان پاسوز

رمان پاسوز

رمان پاسوز روایت زنی‌ست که پاسوز عشق می‌شود، آن هم عشقی که هرگز فکرش را نمی‌کرد درگیرش شود. نثر نویسنده شیوا و روان است و تعلیقِ قلمِ او بالاست. داستان‌ها و شخصیت‌ها به خوبی پردازش شده‌اند و مخاطب را تا انتها با خود همراه می‌کنند. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی‌ نگارش شده است. این رمان با 482 صفحه، در سال 1402 از نشر شقایق منتشر شده است.

 

خلاصه رمان پاسوز :

بعد از آن اتفاق غیرمنتظره‌ای که در زندگی‌اش افتاد باید قوی می‌بود و ادامه می‌داد. نمی‌توانست پا پس بکشد چون مسئولیت داشت در قبال زندگی پسرش. پسری که باعث شده بود هزاران احساس عجیب را تجربه کند. زمانی که فکر نمی‌کرد زندگی چیز جدیدی در چنته‌‌اش داشته باشد، با او روبرو شد. کسی که جدی‌اش نمی‌گرفت، اما زندگی داستان‌های دیگری برایش چیده بود. پاسوز داستان زنی است که عاشق شدن را مناسب خود نمی‌دید و حتی فکرش را هم نمی‌کرد روزی بخواهد برای عشقی عجیب این چنین پاسوز شود.

 

مقداری از متن رمان پاسوز :

با شنیدن جمله آخرش مثل برق گرفته ها نگاهش می‌کنم. این حرف را از کجا شنیده است؟ با دیدن چشمهای متعجبم، گوشی اش را از روی میز بر می‌دارد و تکان می‌دهد.
ـ حالش خوب نبود دیوونه، می‌گفت صدامو ضبط کن.
صدا را که پخش می‌کند، دلم آتش می‌گیرد. صدایش مثل همیشه صاف نیست و مابین حرف‌هایش سرفه‌های خشک می‌کند.
– مسخره بازی رو بذار کنار. خیلی سرفه می‌کنی حاضر شو بیام دنبالت بریم بیمارستان.
ـ نه! من بیمارستان نمیام، برم بیمارستان می‌میرم. داری ضبط می کنی؟
ـ بنال بابا…
ـ بهش بگو روناهی زندگیمه.
تمام که می‌شود، با وحشت از جایم بلند می‌شوم و دستم را به میز بند می‌کنم:
ـ کرونا که نگرفته؟
سرش را تکان می‌دهد. بدون لحظه ای ماندن، به سمت ماشینم پرواز می‌کنم. ماسکم را از صورت بر می‌دارم، روی صندلی شاگرد می اندازم و تندتند نفس می‌کشم. آن قدر استرس دارم که یادم می رود ترمز دستی را بخوابانم. در طول مسیر، حالم بد است. چرا باید همیشه آخرین لحظه ها به خودم بجنبم؟ راست گفته بودی که ما آدم‌ها تا کار بیخ پیدا نکند به خودمان نمی آییم. حالا کار من بدجوری بیخ پیدا کرده، تو به بدترین و کشنده ترین ویروس جهان مبتلایی و من حتی نتوانسته ام رو در رو، آن جمله را از تو بشنوم! نتوانسته ام آغوش باز کنم و برای آخرین بار سرت را روی سینه ام
بگذارم و روناهی زندگی ات بودن را زندگی کنم. من چقدر «آخرین» به خودم بدهکارم و خبر ندارم! نشد این عشق را ریشه کن کنم. اگر می شد که الان این قدر از ریشه غمگین نبودم! اگر می‌شد که هیچ وقت دوباره پایم به این کوچه باز نمی‌شد… هیچ وقت پشت در این خانه، با تپش قلب این پا و آن پا نمی‌شدم و به این فکر نمی‌کردم که شاید نباشی. نمی‌شد بروم. می‌دانم با چیزی که فهمیده ام، اگر به خانه برگردم، خودم را به خاطر ندیدنت حسابی سرزنش می‌کنم! می‌دانم دیگر… اگر بدون مطلع شدن از حالت از اینجا بروم، جایم یکراست سینه قبرستان است…
زنگ می‌زنم و منتظر می‌مانم. بعد از چند دقیقه که مانند قرنی می گذرد، صدای گرفته اش از پشت گوشی شنیده می‌شود:
ـ به به خانم فهمیده!
در این حال هم دست از اذیت کردنم برنمی دارد.
ـ تنهایی؟
ـ نه، کلی آدم جمع کردم دور خودم. تنها نیستم. می‌خوای بیای؟
حرصم در می آید. کل دنیایم خلاصه شده در نفس‌های آمیخته به سرفه اش، آن وقت او مسخره بازی در می‌آورد؟ نمی توانم خودم را کنترل کنم، دستم را روی دستگیره در می‌گذارم و آرام می‌گویم:
ـ تا برسم این جا نصفه جون شدم… درو باز کن!
در که باز می‌شود، بدون ترس از کرونا، شتاب زده خودم را به پشت در ساختمان می‌رسانم اما با چرخاندن دستگیره، متوجه می شوم که قفل است. کلافه روی در می‌کوبم:
ـ این چرا قفله؟
از پشت در می‌گوید:
ـ مثلاً من قرنطینه‌م‌ها لیدى!
اما من که حرف حالیم نمی‌شود در این وضعیت:
ـ اون چه کاری بود کردی… اون مسخره بازی چی بود؟
هر سرفه ای که بین حرف‌هایش می‌کند، یک سال از عمرم کم می شود:
ـ گفتم شاید قسمت نشه دیگه روی ماهت رو ببینم و خودم بگم… جواب تماس هامم که نمی دادی.
اگر می‌دانستم تا این حد به آخرین ها نزدیکم، بیخود می‌کردم جواب ندهم! اگر می‌دانستم… من بیشتر از همه، در آن دنیا باید به خودم جواب پس بدهم.

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان پاسوز :

رمان پاسوز از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی فرناز رمضان نیا :

فرناز رمضان‌نیا، متولد اردیبهشت ماه سال 1376، دارای مدرک کارشناسی معماری، نویسنده‌ی ایرانی می‌باشد. ایشان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت می‌کند.

 

آثار فرناز رمضان نیا :

رمان تقدیر بی تقصیر نیست – انتشارات آرینا (علی)
رمان گل سنگم – انتشارات شقایق
رمان خاکستری در باد- انتشارات شقایق
رمان پاسوز – انتشارات شقایق
رمان سودا زده – مجازی

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 3 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!