جلد اول این مجموعه رمان با نام اِتاکارینا در همین اپلیکیشن بصورت رایگان و کامل موجود است.
سرگذشت آداب و رسوم غلط، اسید پاشی و دختر کشی.
درپی حل معمای قتل طلا که مدارک نشان میدهد قاتل پدر اوست ضحا سعی بر رو کردن مدارک بیشتری برای محکومیت این پدر خطاکار میکند اما در گیر و دار ماجرا رابطه پنهانیاش با مردی از دل داستان که هیچ مرزی ندارد و وجه های جنسی و اعتیاد او را دربر میگیرد ماجرای ساده به پرونده بزرگتری تبدیل میشود.
-دوست داشتن… تو هم دروغ میگی مثل همه شون. همه چی عقده شده واست فقط میخوای به چنگ بیاری… عمری دست و پا زدم بهت بفهمونم راهت غلطه ولی نفهمیدی. خسته شدم از نشون دادن راه درست به آدمای کور… دیگه نا ندارم پا به پاشون برم. توام برو دیگه خودت راهتو برو و پیدا کن. بخور زمین، زخمی شو گم شو هرکار می خوای بکن فقط ولم کن. جلوی چشمم نباش من دلم نمیاد درد کشیدن یکی رو ببینم. به طارق بگو یادت میده چطوری بری که من نبینمت تا مجبور بشم کمکت کنم. ولی بدون این دفعه گوه زدی به خودت. یه روزی باور داشتم عاشقی ولی الان…
شوگار مشکوک چرخیده بود و دسته به دست نگاهمان می گرد گلاویژ بغض کرده ماتم مانده بود. صبرم با ریختن اشکش هم صدا شد اما بی رحمانه به زبان آوردمش.
-دوستش داری. ولی دوستش داشتی… هنوزم داری ولی دیگه اصل نیست. از دوست داشتن الان فقط داشتنش رو می خوای!