رمان نسپارم دل

رمان نسپارم دل

توضیحات مهم رمان نسپارم دل از دل‌آرا دشت‌بهشت|مهسا رمضانی

رمان نسپارم دل در واقع جلد دوم و ادامۀ رمان قلب دیوار است. پس قبل از این تهیه این اثر حتما به جلد اول یعنی قلب دیوار مراجعه کرده و آن را مطالعه کنید.

موضوع اصلی رمان نسپارم دل از دل‌آرا دشت‌بهشت|مهسا رمضانی

شک بیمارگونه

خلاصه رمان نسپارم دل از دل‌آرا دشت‌بهشت|مهسا رمضانی

لیلی و امیر بر اثر یک دعوا با هم آشنا می‌شوند؛ لیلی سال‌هاست به کسی اجازه‌ی ورود به زندگی‌اش را نداده است و حالا امیر خیلی ساده توجه او را به خود جلب کرده است. امیر رفته‌رفته مالک زندگی لیلی می‌شود و اینجاست که زنگ خطر به صدا درمی‌آید و لیلی متوجه چیزهایی در امیر می‌شود که نباید!

 

مقداری از متن رمان نسپارم دل از دل‌آرا دشت‌بهشت|مهسا رمضانی

پشت سر او که در حال قفل کردن در سیگار به دست داشت، ایستادم.
ــ ببخشید جناب.
کلید را بیرون کشید و به سمتم چرخید. چشمان نافذش را با بی‌حیایی به چشمانم دوخته بود. با اینکه به خاطر قدرت نگاهش قالب تهی کرده بودم، برای اعتماد به نفس بیشتر، دست به سینه شدم.
ــ حواستون هست که دارید توی آپارتمان زندگی می‌کنید؟
یک ابرویش را بالا فرستاد.
ــ خب!… که چی؟
از پررویی‌اش جا خوردم. البته ابهت صدای کلفت و خش‌دارش در جاخوردنم بی‌تاثیر نبود. ابرو و مویش ترکیبی از بور و قهوه‌ای بود و چشم‌هایش عسلی روشن. ولی نگاهش نافذ بود. ابرو در هم کشیدم و صدایم کمی بالا رفت.
ــ تازه می‌گین خب که چی؟ جدای از سر و صدای زیادتون، حالا دارین تو پاگرد سیگار می‌کشین؟ لازمه که بهتون فرهنگ….
جمله در دهانم یخ زد؛ چون با گام بلندی به سمتم جهید و من از ترس خودم را به دیوار کنار در واحد خودم کوبیدم. توی صورتم بُراق شد.
ــ خوب گوشاتو وا کن جغله! خیلی دارم مراعات می‌کنم که نمی‌زنم شَتکت کنم.
در حالی‌که به سختی نفس تند شده‌ام را کنترل می‌کردم، گفتم:
ــ مثلا می‌خوای چه غلطی کنی؟
دستی که سیگار بین انگشتانش گرفته بود را بالا آورد. متعجب و ترسیده ابتدا نگاهم را به دستش و دوباره به چشمانش دوختم.
سیگار را بین انگشتانش ‌چرخاند:
ــ خیلی شجاعی که با این قد و قواره‌ت زبون‌درازی می‌کنی. یا جیگر شیر داری..‌‌.
صورتش را نزدیک‌تر کرد و پچ‌پچ‌کنان گفت:
ــ یا….کوری!
سریع و محکم سیگارش را به دیوار کنار صورتم کوبید. از ترس خودم را جمع کردم.
کمی عقب کشید و ادامه داد:
ــ اما من کور نیستم… طرف مقابلمو می‌بینم… با اعصابم ور بره حالشو جا می‌آرم.

 

برای دانلود و خواندن رمان نسپارم دل کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 8 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!