رمان می‌میرم با تو نفس می‌گیرم

رمان می‌میرم با تو نفس می‌گیرم

رمان می‌میرم با تو نفس می‌گیرم روایت زنی جوان است که از زندگیِ مشترکش ناامید شده و جدا می‌شود. او که دیگر نمی‌خواهد به کسی دل ببندد، به عشق سام گرفتار می‌شود. عشق، نفرت، دیوانگی و جنون را در یک کتاب می‌خوانیم و با چالش‌های جذابی که قلم‌ زده شده، روبه‌رو می‌شویم. رمان با زبانی ساده و روان و جزئیات لازم نوشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیت‌ها و توصیف عمیق‌ترین احساسات و افکار آن‌ها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنه‌ها، نگاشته شده و خواننده را تا انتها با خود همراه می‌کند. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی‌ نگارش شده است. این رمان 489 صفحه، در سال 1393 از نشر شقایق منتشر شده است.

 

خلاصه رمان می‌میرم با تو نفس می‌گیرم :

فریبا زنی جوان است که بعد از پشتِ سر گذاشتنِ چالش‌های زیادی در زندگیِ مشترکش، رنگ آرامش را می‌‌بیند ولی با اتفاقاتی که می‌افتد، از همسرش ناامید می‌شود. او در ادامه با سام آشنا شده و وارد فصل جدیدی از زندگی‌اش می‌شود.

 

مقداری از متن رمان می‌میرم با تو نفس می‌گیرم :

از دفتر خارج شدم. همان‌طور که کلیدها را در دستم می‌چرخاندم، به سمت پراید مشکی رنگی که به تازگی خریده بودم رفتم، پشت رل که نشستم تازه درد خستگی را در کمرم حس کردم، انگشت‌هایم از بس روی
صفحه کلید کامپیوتر حرکت کرده بودند خشک و بی حس شده بودند.
سرم را به پشتی صندلی تکیه دادم، و چشمهایم را بستم تا برای رانندگی آمادگی داشته باشم، اما این استراحت چند ثانیه‌ای پر از فکرهای مختلفی بود که وحشیانه به مغزم هجوم آوردند، اجاره خانه، قسط ماشین…
هزینه‌های زندگی کمر شکن شده و من توانایی به دوش کشیدن این بار سنگین را در خود نمی‌دیدم. هر بار مقدار کار بیشتری می‌گرفتم، اکثر ساعاتی که در خانه بودم را هم به تایپ یا ترجمه کارهایی می‌گذراندم که به عنوان اضافه کاری می‌گرفتم. از زندگی چیزی نمی‌فهمیدم، همه زندگی‌ام شده بود کار، کار و کار! اما از این بابت ناراحت نبودم. اگر فکرهای آزار دهنده اجازه می‌دادند، کار سنگین و نفس‌گیر را می‌توانستم تحمل کنم. مدام فکر می‌کردم این همه کار برای که و به امید چه؟ چرا کسی به فکرم نبود؟ به فکر من که از صبح دنبال پول می‌دویدم و انتظاری جز یک نگاه محبت‌آمیز، یک روز بی‌دغدغه، یک لبخند، یا حتی یک سلام گرم نداشتم و کسی که من این همه انتظار کوچک از او داشتم، سعی می‌کرد مرا کمتر ببیند تا شرمنده انتظاراتم نشود.
صدای بوق ماشینی باعث شد تا چشمهایم را باز کنم. پسری با لبخند گفت:
ـ این همه فکر کردن نداره، اگه می‌خوای حرکت کنی زودتر، تا ما به جای شما پارک کنیم!
به خنده بی‌دلیل او و پسری که کنارش نشسته بود لبخندی زدم و گفتم:
ـ معذرت می‌خوام، همین الان حرکت می‌کنم.
ماشین را روشن کردم و آرام راه افتادم. جای پارک برای او باز شد. بین رفتن به خانه خودم و خانه بابا مردد بودم. در خانه سرد خودم کسی نبود که چشم انتظارم باشد و اگر هم بود نمی‌توانستم ساعات خوبی را با او
بگذرانم. و خانه بابا…
حتماً باز هم با غرولندهای مامان رو به رو می‌شدم که به فراری بودن من از خانه‌ام اعتراض داشت. با این همه، رفتن به خانه بابا را ترجیح دادم و حاضر شدم همه حرفهای مامان را به جان بخرم اما به خانه خودم نروم و باعث آزار خودم نشوم.
همان طور که انتظار داشتم، مامان به محض این که در حیاط را باز کرد و من را پشت در دید با چهره‌ای در هم کشیده گفت:
ـ باز که اومدی اینجا!
ـ سلام مامان.
لزومی ندید جواب سلامم را بدهد و ادامه داد:
ـ مگه تو خودت خونه و زندگی نداری که راه و بیراه اینجایی؟
زندگی نابسامان من، فریاد مادر آرام و بی تفاوتم را هم درآورده بود.
بی حوصله از یادآوری های بی‌وقفه مامان گفتم:
ـ باز شروع نکن، تو اون خونه کسی منتظر من نیست.
با تأسف سری تکان داد و پیش از من حرکت کرد. به دنبالش راه افتادم. از حیاط کوچک و پردرخت خانه گذشتیم و وارد ساختمان شدیم.
بابا مثل همیشه ساکت و متفکر، گوشه‌ای از اتاق نشسته بود و اعتراضی به حضور من نداشت. او به هیچ چیز اعتراض نداشت، یا شاید داشت و بروز نمی‌داد. تنها زمانی اعصابش به هم می‌ریخت که سیگارش تمام می‌شد و فرید برادر کوچکم نمی‌رفت برایش بخرد. شاید هم چون این بی‌اهمیت ترین مسئله بود، ابرازش نمی‌کرد تا غم بزرگی که پشت چشمهای خسته اش خانه کرده بود را بروز ندهد. خودخوری می‌کرد، زندگیش را با حلقه‌های دود سیگار به هوا می‌فرستاد و همه ما را عذاب می داد. همه ما که شاهد مرگ تدریجی و بی‌صدایش بودیم.

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان می‌میرم با تو نفس می‌گیرم :

از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی سحر ممبنی :

سحر ممبنی، متولد سال 1364، نویسنده‌ی ایرانی می‌باشد. ایشان با انتشارات شقایق شروع به کار کرده و با آثاری که خوش درخشیده به محبوبیت رسیده است. تا کنون بیش از 6 کار را به چاپ رسانده‌اند و همه‌ی آن‌ها جزو پرفروش‌های فصل خود بوده‌اند. این نویسنده بیشتر در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت می‌کند.

 

آثار سحر ممبنی :

رمان بهارـ انتشارات شقایق
رمان رها ـ انتشارات شقایق
رمان آسمان من، نگاه تو ـ انتشارات شقایق
رمان می‌ میرم، با تو نفس می‌گیرم ـ انتشارات شقایق
رمان جان من است او ـ انتشارات شقایق
رمان آمین ـ انتشارات شقایق
رمان سکوت بود و نسیم ـ در دست چاپ
رمان داغ ـ در دست چاپ
رمان آیه‌ های سیاه ـ در دست چاپ

 

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 8 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!