رمان میعاد عاشقانه

رمان میعاد عاشقانه

رمان میعاد عاشقانه روایت پسرجوانی به نام سهیل است که از عشق خودش گذشته و به آلمان می‌رود. پس از بازگشتش دچار چالش‌هایی می‌شود که ماجراهای داستان را پوشش می‌دهد. نویسنده قلمی شیوا و روان دارد که با تعلیق زیاد خواننده را تا انتها با خود همراه می‌کند. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی‌ نگارش شده است. این رمان با 368 صفحه، در سال 1391 از نشر شقایق منتشر شده است.

 

مقدمه رمان میعاد عاشقانه :

صدایم کن تا امان یابد عابری خسته در شب باران
صدایم کن تا ببالم من در سحرگاهان با سپیداران
از آن سوی خورشید از آن سمت دریا صدایم کن
تو لبخند صبحی پس از شام یلدا از این تیرگی‌ها رهایم کن
سکوت صبح شقایق‌ها را در این ویرانی تو می‌دانی
غم پنهان نگاه ما را در این حیرانی تو می‌دانی
برای بار دیگر با قلب پاک تو میعاد می‌بندم، میعادی همیشگی که حتی بعد از مرگ هم جاودانه خواهد ماند. میعادی که از آن صدای موسیقی مهر و عاطفه به گوش برسد. بیا تا در این میعاد عاشقانه نت موسیقی عشقمان را با هم هم نوا کنیم که صدای دلنواز آن چون افسانه‌ی لیلی و مجنون در همه‌ی عالم بپیچد و تمامی عاشقان عالم را به رؤیاهای زیبای با هم بودن ببرد و هنگامی که در گوش هم نغمه‌ی عشق می‌خوانند به یاد میعاد عاشقانه‌ای بیفتند که دل دو عاشق پاک را برای ابد به هم پیوند زد و نگذاشت که حتی برای لحظه‌ای جدا از یاد هم و نام هم به زیستن ادامه دهند. آری میعاد عاشقانه در واقع یک موسیقی است از قلب دو عاشق پاک و خدایی که جز عشق هم چیزی نمی‌بینند و نمی‌خواهند.
عشق یعنی یکی شدن، یعنی وجود پاک دیگری را در درون خویش حس کردن و من با تمامی وجود عشق تو را در قلب خوب حس می‌کنم و به وسیله قلم، احساسم را بر روی این کاغذها حک می‌کنم تا باز هم بگویم که تو نویددهنده‌ی این کلمات عاشقانه‌ای در این میعادگاه، میعادگاهی که گرچه از وجود مادی تو تهی می‌باشد، اما یاد تو و عشق تو جاودانه بر آن سایه افکنده و بوی خوش عشق را به مشامم می‌رساند و اینجا را تبدیل به
میعادگاهی عاشقانه نموده است.

 

خلاصه رمان میعاد عاشقانه :

پسرجوانی به نام سهیل، برای رفاقت، از عشق می‌گذرد و برای فرار از غم‌ش به آلمان می‌رود. او پس از سال‌ها با خبر طلاق عشقِ سابقش، لاله، برمی‌گردد. او این‌بار با مشکلات و چالش‌های جدیدی روبه‌رو می‌شود. آشنایان، اقوام و خانواده‌، دختر دیگری به منظور ازدواج برایش انتخاب می‌کنند، ولی سهیل او را نمی‌پذیرد و از این رو، غزل،‌ دختر منتخب، از روی حسادت، به شوهر سابق لاله رشوه می‌دهد و…

 

مقداری از متن رمان میعاد عاشقانه :

صدای همهمه‌ی مهمان‌ها فضای سالن را پر کرده بود، اما این صداها در میان صدای موسیقی شادی که گروه ارکستر اجرا می‌کرد گم شده بود. آقای مقدم که پس از سالها به خاطر آمدن پسر کوچکش «سهیل» از آلمان سر از پا نمی‌شناخت مرتب با صندلی چرخدار از این سوی سالن به سوی دیگر می‌رفت و دستوراتی صادر می‌کرد.
سیاوش و سیامک پسرهای بزرگ او به همراه خانواده‌هایشان و بعضی از اقوام نزدیک برای استقبال به فرودگاه رفته بودند. آقای مقدم می‌خواست تا قبل از ورود مهمان‌ها همه چیز مرتب و آماده شود، گرچه این امر اجرا
شده بود اما او همچنان نگران بود و نمی‌توانست آرام بگیرد.
سپیده و ستاره برادرزاده‌های آقای مقدم مثل همیشه لباس‌هایی شبیه به هم پوشیده بودند و سعی می‌کردند به نحوی رضایت عمویشان را جلب کنند و به هر طریق ممکن خودشان را در دل او جا کنند. آقای مقدم با هر دستوری که می‌داد نگاهی به آنها می انداخت و نظرشان را جویا می‌شد و آن دو هم با جملات دلپذیر و شیرین،کارهای او را مورد تشویق قرار می‌دادند.
لاله دختر خواهر آقای مقدم کنار دختر خاله‌اش، فریده نشسته بود و به کارهای چاپلوسانه‌ی آن دو خواهر نگاه می‌کرد. اما فریده فقط می‌خندید و می‌گفت:
ـ اینا هیچ‌وقت از حرافی خسته نمی‌شن فکر کنم نود درصد نیروشون رو روی این کار می‌ذارن.
لاله با چشم‌های خمارش به او نگاه کرد و گفت:
ـ خوش به حالشون.
فریده دست‌های او را در دست گرفت و گفت:
ـ تو هم اگه بخوای می‌تونی مثل اونا شاد باشی، من نمی‌دونم تو کی می‌خوای از این کم حرفی و کناره‌گیریت دست برداری!
لاله آهی کشید و گفت:
ـ این غمی که توی دلمه هیچ وقت منو رها نمی‌کنه… آخ فریده کاش امشب اینجا نیومده بودم.
ـ آخه چرا؟! همه به خاطر این مهمونی از یک ماه پیش خودشون رو آماده کرده بودن و لحظه شماری می‌کردن اون وقت تو پشیمونی که اومدی؟
ـ دست خودم که نیست، دلم هیچ جا آروم نمی‌گیره.
ـ سعی کن به گذشته‌ها فکر نکنی، اینطوری خیلی بهتره…. راستی لاله! تو فکر می‌کنی که سهیل چه شکلی شده؟
لاله شانه‌هایش را با بی‌تفاوتی بالا انداخت و گفت:
ـ نمی دونم!
ـ اگه شبیه برادراش باشه که خوبه می‌شه تحملش کرد.
لاله لبخندی زد و به طرف پنجره برگشت و به ساختمان‌های بزرگ شهر چشم دوخت. فریده که فهمید او از صحبت کردن خسته شده، بلند شد و به طرف دایی‌اش رفت و گفت:
ـ دایی جان بهتره یه کمی استراحت کنین، اینطوری که خیلی خسته می‌شین.
سپیده و ستاره با شنیدن این حرف نگاهی به هم انداختند و خواستند برای چاپلوسی حرفی بزنند که آقای مقدم گفت:
ـ آخه شماها که نمی‌دونید من چقدر خوشحالم! این مسافری که داره میاد برای من عزیزترینه!
ستاره با لحن پرعشوه‌ی همیشگی‌اش گفت:
ـ البته که می‌دونیم عمو جون، چون خود ما هم به اندازه شما خوشحالیم.

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان میعاد عاشقانه :

رمان میعاد عاشقانه از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی مریم دالایی :

مریم دالایی، متولد سال 1356، در تهران می‌باشند. ایشان یکی از با سابقه‌ترین نویسنده‌های ایرانی هستند که با آثار ماندگارشان در قلب مخاطبین جای ویژه‌ای را باز کرده‌اند. تا کنون بیش از 13 کار را به چاپ رسانده‌اند و ازشان به عنوان یکی از پرفروش‌ترین‌ نویسنده‌های فارسی یاد می‌شود. این نویسنده بیشتر در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت می‌کند.

 

نام آثار مریم دالایی :

رمان قاصدک نقره‌ ای ـ انتشارات شقایق
رمان فصل خوشه‌ های طلا ـ انتشارات شقایق
رمان اشک لیلی ـ انتشارات شقایق
رمان میعاد عاشقانه ـ انتشارات شقایق
رمان رویای با تو بودن ـ انتشارات شقایق
رمان عشق یا هوس ـ انتشارات شقایق
رمان پذیرای عشقم باش ـ انتشارات شقایق
رمان سرنوشت از سر نوشت ـ انتشارات شقایق
رمان شیشه‌ های دودی ـ انتشارات شقایق
رمان هلما ـ انتشارات شقایق
رمان بازیچه‌ ی تقدیر ـ انتشارات شقایق
رمان روزهایی که بی تو گذشت ـ انتشارات شقایق
رمان آوای ماهور ـ انتشارات علی

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 13 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!