رمان مغازه خودکشی از درخشانترین آثار فانتزی سیاهی است که در دو دهه گذشته در جهان نوشته شده است. در سراسر کتاب حضور متراکم مرگ وجود دارد و در مقابل تلاش برای ساختن امید به زندگی، نبردی نمادین و مملو از شوخیهای ظریف را به وجود آورده است که در نهایت قرار است خواننده را میخکوب کند.
سخن مترجم :
مغازه ی خودکشی یک کمدی سیاه است اولین بار آندره برتون رمان نویس و نظریه پرداز سوررئالیست فرانسوی در کتابی با عنوان گلچین طنزهای سیاه ادبی این اصطلاح را زیر شاخه ای از کمدی و طنز خواند برتون در آن کتاب جاناتان سویفت را یکی از سردمداران این سبک معرفی میکند سویفت مقاله نویس برجسته ای بود سال ۱۷۲۹ جزوه ی مختصری منتشر کرد و در آن با لحن طنز ولی بسیار جدی به دولت ایرلند پیشنهاد داد کودکان فقیر را از خانواده هایشان بخرد و برای خوراک طبقه مرفه بپزد برتون در کتابش به چند ویژگی مهم کمدی سیاه اشاره می.کند شاید مهمترین خصوصیت این ژانر پرداختن به جنبه های تاریک ،زندگی به ویژه ،مرگ با زبانی طنز آلود .باشد کمدی سیاه بیشتر مسائل جدی را دست مایه ی کار خود قرار میدهد ژان تولی هم در مغازه ی خودکشی با مرگ و خودکشی شوخی میکند در بیشتر بخشهای این رمان مرگ و خودکشی اتفاق
می افتد ولی دیدگاهی که به آنها وجود دارد سرشار از طنز و شوخی است. داستان در زمان و مکان نامشخصی اتفاق می افتد؛ دوره ای آخرالزمانی که انسانها بسیاری از منابع طبیعی را نابود کرده اند زمانی که دیگر گلی نیست و هوا بسیار آلوده است خودکشی عادی و شادی غیر عادی است مردم افسرده و مالیخولیایی برای پایان دادن به عذاب زندگی شان به مغازه ی خودکشی می آیند و خانواده ی تواچ، صاحبانِ مغازه تمام تلاششان را در خدمت گزاری به مشتریان خود صرف میکنند برای هر طبع یک راه خلاصی وجود دارد؛ از طنابهای دار و گلوله گرفته تا انواع سم و گیاهان کشنده و تیغ های آلوده به کزاز در مغازه ی خودکشی برای پایان دادن به زندگی همه چیز پیدا میشود؛ تجارتی منتهی به مرگ امور بر وفق مراد خانواده ی تواچ می گذرد؛ تا این که آلن به دنیا میآید و همه چیز تغییر میکند. آلن برعکس اهالی شهر پر از امید و شور زندگی است عاشق خنداندن دیگران است.
شوخ و دل زنده است و نظم و قوانین غم زده ی مغازه و مدرسه و شهر را برهم میزند میشیما و لوکریس تواچ به جز آلن دو فرزند دیگر هم دارند و نسان و مرلین که هر دو غمگین و محزون اند. آلن کوچکترین فرد خانواده با نابود کردن سیاه بینی و حزن خانواده اش چیزی به آنها می آموزد که برایشان تازگی دارد عشق به زندگی در خانواده ی تواچ نامها پژواک نام افراد سرشناسی در تاریخ اند نام میشیما یادآور یوکیو میشیماست؛ نویسنده و شاعر سرشناس ژاپنی که سه بار نامزد جایزه ی نوبل ادبیات شده بود. او در ۱۹۷۰ به روش سنتی هاراکیری خودکشی کرد نام و نسان پژواک نام ون گوگ است؛ نقاش مشهور هلندی که در ۱۸۹۰ به قلب خودش شلیک کرد نام مرلین یادآور نام مرلین مونرو، بازیگر معروف آمریکایی است که در سال ۱۹۶۲ در ۳۶ سالگی بر اثر مصرف بیش از حد داروهای خواب آور و آرام بخش به خواب ابدی رفت نام آلن تداعی کننده ی نام آلن تورینگ دانشمند و ریاضی دان نابغه ی انگلیسی است. تورینگ در اواخر عمر به دلایلی افسرده شد. در هفتم ژوئن ۱۹۵۴ برای آخرین بار به اتاق خوابش رفت صبح روز بعد خدمتکارش جسد بی جان او را روی تخت خواب یافت کنار تخت سیبی گاززده افتاده بود
آزمایشهای سم شناسی نشان میداد که سیب به سیانور آغشته بوده است. ژان تولی ،نویسنده، طراح و کارگردان فرانسوی در ۱۹۵۳ در سن لو یکی از شهرستانهای کوچک مانش به دنیا آمد. او این کتاب را که معروف ترین اثر اوست در ۲۰۰۷ منتشر کرد که تاکنون به بیش از بیست زبان ترجمه شده است.
رمان مغازه خودکشی به قلم ژان تولی درباره ی یک دکان فروش ابزار و ادوات خودکشی است. همه جور خنزرپنزری در آن یافت می شود. از انواع سم تا طناب های دار، از انواع سلاح های کمری مناسب برای انتحار تا ویروس های کشنده. یک فروشگاه منحصر بفرد در زمان و مکانی نامعلوم. رمان گره خورده است به نام برخی از مهم ترین چهره های ادبی و هنری که خود را کشته اند؛ میشیما، مرلین مونرو، ونسان ونگوگ و… تقاضا بسیار زیاد است، تا این که روزی پسری وارد این مغازه می شود و با خودش تحولی به همراه می آورد.
«آلن! آخه چندبار باید بهت بگم؟ وقتی مشتریهامون از مغازه خرید میکنن، بهشون نمیگیم بهزودی میبینمت. ما باهاشون وداع میکنیم. چون دیگه هیچوقت برنمیگردن. آخه کِی این رو توی کلهت فرو میکنی؟» لوکریس تواچ با عصبانیت کاغذی را پشت خود در دستان گره کردهاش پنهان کرده بود که با تکانهای عصبیِ او میلرزید. بچهی کوچکش روبهروی او ایستاده بود و بشاش و مهربان نگاهش می کرد. خانم تواچ خم شد و با لحن سرزنشآمیز محکمتری گفت «و یه چیز دیگه؛ این جیکجیک کردنت رو تموم کن. وقتی یکی میآد این جا نباید بهش بگی – ادای آلن را درمیآورد – «صبح به خیر.» تو باید با لحنِ یه بابامُرده بهشون بگی «چه روزِ گندی مادام.» یا مثلا بگی «امیدوارم اون دنیا جای بهتری براتون باشه، موسیو.» خواهش میکنم لطفا این لبخندِ مسخره رو هم از رو صورتت بردار. میخوای این یه لقمه نون رو ازمون بگیری؟ آخه این چه رفتاریه که وقتی یکی رو میبینی چشمهات رو میچرخونی و دستهات رو میبری پشت گوشت و تکونشون میدی؟ فکر کردی مشتریها میآن این جا لبخندِ ابلهانهی تو رو ببینند؟ واقعا میری روی مُخم. مجبورمون می کنی پوزه بند بهت ببندیم.
***
ما همیشه با محصولات طبیعی و حیاتوحش مشکل داشتیم. از قورباغههای طلایی بگیر تا افعی و عنکبوت سیاه! میدنید چیه؟ مشکل اینه که مردم بهقدری تنهان که حتا وقتی این موجودات زهردار رو هم به اونها میفروشیم، باز جذبشون میشن. عجیب اینکه این موجودات هم همون حس رو دارند و نیششون نمیزنند.
***
زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت میگذرونه. این ماییم که بهش ارزش میدیم. با همهی کمبودهایی که این دنیا داره، زیباییهای خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمیشه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمهی پر لیوان رو ببینیم.
رمان مغازه خودکشی را می توانید از طریق انتشارات چشمه و کتاب فروشی های معتبر تهیه کنید.
ژان تولی متولد ۱۹۵۳ بوده و در سال ۲۰۲۲ به علت سکته قلبی درگذشته است. وی از نویسندگان پرکار ادبیات فرانسه به شمار می رود. وی علاوه بر نویسندگی در نوشتن شعر و فیلمنامه نیز دستی بر قلم دارد.
رمان مغازه خودکشی – انتشارات چشمه
رمان آدم خواران – انتشارات چشمه
رمان فرشته مسموم کننده (The Poisoning Angel) – ترجمه نشده
رمان شوهر هرلیبرلی (The Hurlyburly’s Husband) – ترجمه نشده
رمان اگر دوست دارید او را بخورید (Eat Him if You Like) – ترجمه نشده
رمان چارلی نهم – ترجمه نشده
رمان من، فرانسوا ویلون (Je, François Villon) – ترجمه نشده
رمان رنگین کمان برای رمبو (Rainbow pour Rimbaud) – ترجمه نشده
رمان ای ورلین (Ô Verlaine) – ترجمه نشده
رمان ماری خونین (Bloody Mary) – ترجمه نشده
رمان عزیز (Darling) – ترجمه نشده
رمان لبه قاب (Bord cadre) – ترجمه نشده
رمان به رقص بپیوندید (Entrez dans la danse) – ترجمه نشده
رمان هلوئیز، اوه (Héloïse, ouille) – ترجمه نشده
رمان مثل یک نفس (Comme une respiration) – ترجمه نشده
رمان در هوای بارانی (Azincourt par temps de pluie) – ترجمه نشده
رمان برای پدر فراموش شده قدم بزن (Balade pour un père oublié) – ترجمه نشده
رمان نام،بودلر (Crénom, Baudelaire) – ترجمه نشده
رمان قوانین جاذبه (Les lois de la gravité) – ترجمه نشده
رمان مغازه های دوران کودکی ما (Les boutiques de notre enfance) – ترجمه نشده
احسان کرم ویسی از مترجمان معاصر حال حاضر ایران است که تا کنون رمان های پرفروشی را ترجمه کرده است.
رمان پسر، موش کور ، روباه و اسب – انتشارات پرتقال
رمان عمارت رصد خانه – انتشارات چشمه
رمان دست های کوچولو کف می زنند – انتشارات چشمه
رمان شرلوک هولمز و فاجعه کشتی تایتانیک – انتشارات قطره
رمان آدم خواران – انتشارات چشمه
رمان مغازه خودکشی – انتشارات چشمه
رمان ارنست و سلستین گرگ بد قصه – انتشارات پرتقال