رمان مطرد اثر ستاره روشن در اصل یک مجموعه داستان در خصوص پنج نمونه از اختلالات روانی کمتر شناخته شده است: اختلال دوقطبی، اختلال اضطراب اجتماعی، نکروفیلیا (مرده خواهی)، اسکیزوفرنی و افراطگری.
رمان مطرد به این موضوع میپردازد که به راستی معنای لغت «روانی» چیست؟ آیا انسان همیشه و در تمامی حالات خود سالم است؟ آیا بار منفی کلمه ی روانی بر شانهی اختلال درست است؟ شاید باید از منظر دیگری به این نوع اختلالات نگاه کنیم.
شاید باید از زبان افرادی که به این اختلالات دچار هستند چند خطی بخوانیم. زمان و مکان در رمان مطرد معلق است. چیزی مابین هستی و نیستی. پس به دنبال اسم دقیق افراد، شهر، زمان و مکان رخدادها نباشید.
رمان مطرد در سال ۱۴۰۰ از انتشارات صدای معاصر به چاپ رسیده است. تعداد صفحات این کتاب ۱۳۶ میباشد. ویراستاری این کتاب توسط آقای حامد مقامی انجام شده است.
سیگار تیر میکشم و قلبم نیز…
ستاره روشن
***
بزرگ ترین جهان در مغز انسان است. انسان گاه میتواند به این فکر کند که در دنیای دیگری مشغول به زندگی است و گاه می تواند در همان جهان مانده و دیگر به زمان حال بازنگردد.
همانند تمام چیزهای خوبی که قبل از خواب به آن فکر میکنیم و یا رویا پردازی هایمان برای به موفقیت رسیدن. چیزی که به زندگی بشر معنا می دهد دقیقاً همین خیالات و تصورات است.
دقیقا خیالات گه گاه رنگ و بوی اوهامی پوچ میگیرد که اگر بشر از آن تبعیت کند، جهان حقیقی را از دست داده و شخصیتی بسیار متفاوت تر از آنچه که در واقعیت هست از خود نشان می دهد.
رمان مطرد یک مجموعه داستان در خصوص پنج نمونه از اختلالات روانی کمتر شناخته شده است؛ اختلال دو قطبی، اختلال اضطراب اجتماعی، نکروفیلیا (مرده خواهی)، اسکیزوفرنی و افراطی گری.
شاید بگویید نکروفیلیا بیشتر شبیه به یک اختلال جنسی است و نه روانی اما باید بگویم که تمام اختلالات جنسی از اختلالات روانی نشأت میگیرند و همین طور درباره ی افراطی گری اکثراً ذهنها به سمت دین یا سیاست میرود که خب این هم یک نوع اختلال شبیه به خودشیفتگی ذهنی بوده که در داستان بیشتر به آن پرداخته شده است.
در این میان باید بگویم که زمان و مکان در رمان مطرد معلق است. چیزی مابین هستی و نیستی پس به دنبال اسم دقیق ،افراد شهر زمان و مکان رخدادها نباشید.
حال که نکات مهم را برایتان ذکر کردم این را هم میگویم که قصد قیاس کردن این اختلالات را با هم نداشته و ندارم و فقط در جهت رساندن آگاهی بیشتر به مخاطب این چند خط کوتاه را مینویسم.
سال ۱۳۹۴ بود با فردی آشنا شدم که از بای پلار (دو قطبی) رنج میبرد. با او صحبت کردم و پرسیدم که چند نفر این موضوع را میدانند؟
با خنده گفت به جز افراد خانواده ام فقط چهار نفر. اگر روزی بخواهم در دادگاه شهادت بدهم و کسی این موضوع را بداند شهادتم بی اعتبار میشود.
با خنده گفتم مگر چقدر در زندگی پیش می آید که آدم بخواهد شهادتی برای کسی بدهد؟
او هم خندید و گفت:
این موضوع چندان مهمی نیست مهم این است که من را یک روانی میبینند. در صورتی که بیماری من فقط یک اختلال ساده است.
به راستی معنای لغت «روانی» چیست؟ آیا انسان همیشه و در تمامی حالات خود سالم است؟ آیا بار منفی کلمه ی روانی بر شانه ی اختلال درست است؟
شاید باید از منظر دیگری به این نوع اختلالات نگاه کنیم. شاید باید از زبان افرادی که به این اختلالات دچار هستند چند خطی بخوانیم.
در نهایت به جز یکی از نمونه های ذکر شده، باقی داستان را از طریق مکالمه با افرادی که به این نوع اختلالات دچارند نوشته ام.
شاید فکر کنید که این نوع افراد را از کجا پیدا کرده ام؟ خب اگر من همه ی راز هایم را در پیشگفتار چنین کتابی بنویسم بدون هیچ شکی شهادتم بی اعتبار می شود.
وقتی مادر خانم میم از سفر بازگشت اوضاع بسیار تغییر کرد.
او هر روز شاهد این بود که خانم میم مثل پروانه به دور مادرش میگردد. از خلقوخوی عجیبش هم خبری نبود؛ البته تا وقتی که پا به اتاق شخصیاش نمیگذاشت.
گاهی اوقات اتاقش باعث افسردگیاش میشد. مادر خانم میم مریض احوال بود و برای درمان مدام به سفر میرفت.
خانم میم هم زیاد سفر میکرد، گاهی با او میرفت و گاهی که مادرش اجازه نمیداد به اجبار در خانه میماند.
همان وقتها بود که دستیار خانم میم احساس کرد که او هر چه باشد، بدطینت نیست.
خانم میم به کسی آزارواذیت نمیرساند. به هوای گربهاش آقای دال گربههای محلّه را حسابی سیر میکرد.
برنجهای باقی مانده از ناهار را در حیاط میریخت تا به قول خودش راحتتر در طبیعت تجزیه شوند؛ امّا دستیارش میدانست که او میخواهد به کفترها غذا بدهد.
در این بین حتّی گاهی اوقات بذلهگو هم میشد و این موقع که میرسید او حسابی کیفش کوک بود؛ زیرا این دوران چندین ماه به طول میانجامید.
خانم میم آشپزی میکرد. حرّاف میشد و از همه مهمتر بخشندهتر به نظر میرسید.
شاید باورکردنی نبود، امّا از کنار بدترین کارها هم بهراحتی میگذشت. و بدترین کارها از نظر او میتوانست از کوتاهی مستخدم در تمیز کردن خانه تا دعوای همسایهها را شامل بشود.
از طریق انتشارات صدای معاصر و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
ستاره روشن متولد ۱۳۷۱ است. حرفه و شغل ایشان نویسندگی، روزنامه نگاری است.
رمان ارتش شش گله (جلد اول:شبدر شش پر – جلد دوم:نبرد دو ساحر) – انتشارات روزنه
رمان مطرد – انتشارات صدای معاصر
رمان بازمانده آقای ف.ف – انتشارات شادان