دانلود رمان قربانی عشق و نفرت از بهار محمدی

دانلود رمان قربانی عشق و نفرت از بهار محمدی

موضوع اصلی رمان قربانی عشق و نفرت

آیلین پس از مرگ خانواده‌اش در تصادف، با خانواده خاله‌اش زندگی می‌کند. او پس از پانزده سال و به واسطه اتفاقاتی غیرمنتظره، به حقایقی دست می‌یابد که زندگی‌اش را به کلی تغییر می‌دهد. در این مسیر، عشق و نفرت او را به چالش می‌کشد و او باید میان دروغ‌ها و حقیقت، مسیر خود را پیدا کند تا به آرامش برسد.

مقداری از متن قربانی عشق و نفرت

رامهر پوفی کرد و گفت : چون منو یاد گذشته میندازی یاد یه اتفاق تلخ تو گذشته یاد کسی که خیلی برام عزیز بود که جلو چشمام از دستش دادم و هیچ کاری نتونستم واسش بکنم تو خیلی شبیه اونی یعنی اگه اون الان بود خیلی شبیه تو میشد هه چه دلیل قانع کننده ای واقعا مثلا چون توهم منو یادکسی میندازی که از جونمم واسم عزیزتر بود باید ازت متنفر باشم ؟؟ اما به جاش سکوت کردم و حرفی نزدم سرم پایین بود که برق یه چیزی پایین پام درست کنار کفشم توجهمو جلب کرد یه پلاک طلا بود اما یه پلاک معمولی نه خیلی آشنا بود.

خم شدم و برش داشتم و هر لحظه بیشتر از قبل چشام گشاد میشد درشو از وسط باز کردم نه واقعا خودش بود خود خودش اما چطور ممکنه رادمهر نگاهی به من انداخت و با دیدن پلاک اونو از دستم کشید و گفت : این رو از کجا دیدی؟ لابد افتاده بود پایین نه ؟ من اما بی توجه به حرفش زمزمه کردم : تو اینو از کجا آوردی ؟ رادمهر : هه بله؟؟؟ متوجه منظورتون نشدم من با صدای نسبتا بلندی گفتم : چرااا؟ آخه چرا ؟ از من متنفری درست اما چرا اینجوری عذابم میدی ؟ باشه هرکار تو بخوای میکنم اصن از شرکت استفا میدم ولی تورو خدا این بازیو تمومش کن نمیدونم

این پلاکو از کجا آوردی اما تورو به خدا سعی نکن با این تشابه اسمی آزارم بدی داشتم ضجه میزدم دستام داشت میلرزید اخه چرا ؟؟ رادمهر : ببینم تو چی داری میگی این پلاک مال منه یعنی چی میخوام عذابت بدم ؟ تشابه اسمی کدومه ؟ من : پلاک توهه اونوقت وسطش عکس من و آیدین چی کار داره ها؟؟؟ رادمهر : عکس تو و آیدین ؟؟؟ وایسا ببینم تو چی داری میگی این عکس بچگی های منو خواهرمه دنیا داشت دور سرم میچرخید نمیتونستم حرفاشو حضم کنم اون چی داشت میگفت؟؟؟ من : تو تو چی داری میگی ؟ یعنی چی این امکان نداره آیدین من مرده اخه چطوری میشه ؟

رادمهر : داری از چی حرف میزنی تو ؟؟؟ دکمه ی اول پیرهنوشو باز کرد رو کردم بهش تا حرفی بزنم که با دیدن ماه گرفتگی روی گردنش دیگه همه چی داشت دور سرم میچرخید حرفایرویا تو گوشم زنگ میزد آیلین اصن تو تاحالا تحقیق کردی ببینی همچین تصادفی رخ داده یا نه ؟ به نظرت همه چی یکم غیر عادی نیست اون خودش بود خودش بود آیدین من بود همون برادری که ۵۱سال تمام فکر میکردم مرده همون که ….. لب هاش تکون میخورد اما من هیچ چیز نمیفهمیدم کم کم پلکام روهم افتاد و بعد سیاهی مطلق …….. با صداهای ضعیفی که به گوشم میرسید آروم آروم به هوش اومدم خودش بود صدای خودش بود.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
آیلین پس از مرگ خانواده‌اش در تصادف، با خانواده خاله‌اش زندگی می‌کند. او پس از پانزده سال و به واسطه اتفاقاتی غیرمنتظره، به حقایقی دست می‌یابد که زندگی‌اش را به کلی تغییر می‌دهد. در این مسیر، عشق و نفرت او را به چالش می‌کشد و او باید میان دروغ‌ها و حقیقت، مسیر خود را پیدا کند تا به آرامش برسد.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: قربانی عشق و نفرت
  • ژانر: عاشقانه، انتقامی
  • نویسنده: بهار محمدی
  • تعداد صفحات: 40
لینک های دانلود
  • Admin
  • 29 بازدید
لینک کوتاه:
برچسب ها
دیگر آثار
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!