رمان فقط تو بمان ادامه ی رمان فقط تو است که در آن شهلا خودی زاده به تضاد دو فرهنگ مذهبی و غیر مذهبی اشاره داشته در این جلد به مشکلات و معضلاتی اشاره شده که مخاطب را نسبت به دو دیدگاه متفاوت و چالش برانگیز آگاه میسازد.
تقدیم به . همسرم که معنای عشق را به من آموخت. بودنت کنارم و همراهیات همیشه لحظات سخت زندگی را برایم آسان تر کرده است . همیشه کنارم بمان.
شهاب و مهتاب بعد از ازدواج در اوج احساس خوشبختی با چالشهایی مواجه میشوند که زندگی عاشقانه ی بینشان را دستخوش تاثیرهای عمیقی کند.
خانه ی پدربزرگ او خدمه داشته باشند و دوست دارد خودش کارهای مربوط به همسرش را انجام دهد مگر کم لذتی بود که از آن بگذرد؟ غرق در افکارش مشغول خرد کردن قارچها بود که دستان قوی و پرقدرت شهاب به دورش پیچیده شد. صدایش خفه و ناله وار از گلو خارج شد:
_شهاب
بی توجه به ناله ی دخترک دست آزادش را آرام بالا آورد و روی موهای او که همچون آبشاری مواج بالای سرش بسته بود گذاشت و کنار گوشش پچ زد:
_مهتاب خانوم کی گفته این موها رو این طوری جمعشون کنی؟
دخترک لبش را به دندان گرفت و چاقوی توی دستش را داخل ظرف قارچ ها انداخت شهاب کلیپس او را با یک اشاره باز کرد و درست مثل یک شی اضافی و بیهوده به طرفی پرت کرد موهای فر و مواجش بی اذن مهتاب روی سرشانه ها رها شدند و دور تا دور صورتش را گرفتند مهتاب با آرامش به طرف او چرخید:
_شهاب بریم دریا؟
ابروهای شهاب بالا پرید و با خباثت تمام جواب داد:
_نج… من گرسنمه….
و کنار گوشش زمزمه کرد:
_خیلی دوستت دارم.
مهتاب رو به شهاب مصرانه گفت:
_من دریا می خوام….
شهاب ابرو بالا انداخت
_زور من بیشتره مهتاب خانوم
نگاه مهتاب با شیطنت به سمت بشقاب قارچهای خرد شده کشیده شد:
_برات املت خوشمزه می پزم
_حرف گوش کن دختر خانم… اصلاکی بهت گفت باشی بیایی پایین؟
مهتاب ناز کرد
_خب اومدم برای آقامون صبحونه درست کنم دیگه….
شهاب تشر زد
_آقاتون خسته ست.
مهتاب چشم درشت کرد:
_وقتی همش دنبال سورپرایزی همین میشه دیگه….
عاشق اون بهت چشماتم….
_بیا اینم بهت…
و سعی کرد چشمانش را به حالت حیرت درآورد شهاب خندید
_بی خود خودتو اذیت نکن… اصلش یه چیز دیگه است. اگه بدونی چشمات چه قدر خوشگل میشه واسه همین دوست دارم همش سورپرایزت کنم.
_خب من الان هیچی با خودم نیاوردم.
_می خرم برات…
_می دونی که از اسراف خوشم نمی آد.
شهاب خیره اش شد:
_یه کم اسراف بد نیست.
مهتاب بعد از خروج از حمام و آماده شدن رو به شهاب گفت:
_تا دو دقیقه دیگه پایینی
صدای سرخوش شهاب لبهایش را کش آورد.
از طریق انتشارات علی و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
خانم شهلا خودی زاده متولد اردیبهشت 1354 متاهل هستند که مدرک کارشناسی علوم تربیتی دارند.
رمان عشق تو پس کوچه های تعصب _ مجازی
رمان فقط تو بمان _ انتشارات علی
رمان کاش هنوزم عاشقم بودی _ مجازی
رمان حریری به عطر یاس _ مجازی
رمان حریر _ انتشارات ریرا
رمان از حالا تا ابد _ انتشارات ریرا
رمان با تو دنیا مال من است _ انتشارات پرسمان
رمان پاییز بی مهری _ انتشارات آئی سا
رمان شب ماه _ انتشارات علی
رمان لاله های واژگون _ دردست چاپ نشر ماهین
رمان شمارش معکوس _ انتشارات شقایق
رمان بی پروایی _ دردست چاپ نشر علی
رمان من و آغوش تو _ در دست چاپ نشر آرینا
رمان فقط تو _ انتشارات علی
رمان هسل _ مجازی
رمان انتهای تقاطع _ در دست چاپ نشر علی
رمان بیا با هم رویا ببافیم _ در دست چاپ نشر علی
رمان پیچ های خشکیده امین الدوله _ انتشارات علی
رمان بیقرارم کن _ در دست چاپ نشر علی
رمان هم قسم _ مجازی
رمان حفاطت عاشقانه _ مجازی