رمان شروع من

رمان شروع من

توضیحات مهم رمان شروع من از زینب ایلخانی

موضوع اصلی رمان شروع من از زینب ایلخانی

خلاصه رمان شروع من از زینب ایلخانی

این رمان به نوعی ادامه ی روایت مسافر کوچه ی ارام می باشد اما ساختار رمان طوری پی ریزی شده که ماجراهای هر دو رمان کاملا منفک و حوادث خاص خود را به دنبال دارد منظور اینکه اگر خواننده موفق به خواندن مسافر کوچه ی ارام نشده بدین معنی نیست که در رمان شروع من دچار ابهام و سردر گمی شود اما توصیه ی بنده این است برای جذاب تر شدن و نهایت لذت از این رمان حتما قبل از ان مسافر کوچه ی ارام را مطالعه فرمایند در رمان اول به طور کامل پرده از تمام مجهولات داستان برداشته میشود و داستان در مقطعی به نظر پایان یافته مینماید اما چون راویان این حکایت دو دلداده به نام های مهتا و روزبه هستند که حکایت ایشان در مقطع پایانی ناتمام مانده احساس کردم در ادای حق عشق ایشان اجحاف و کوتاهی شد که با نگارش رمان شروع من احساس کردم رسالت حق مطلب را ادا کرده با احترام به خواننده خواستم تا نکته ی مبهمی برای روایت شروع عشقی نیمه کاره باقی نمانده باشد.

 

مقداری از متن رمان شروع من از زینب ایلخانی

با چشمانی نافذ و فتنه انگیز بهم خیره شد رخوتی که تو چشمهاش ریخته بود هزار برابر اونو خواستنی تر کرده بود مصمم بهم گفت
– امشب شب ما دوتاست .شب منو تو مهتا . به هیچ قیمتی برنمی گردیم .
در حالی که دهانم قفل و مغزم از کار افتاده بود بدون کلام فقط به تماشایش نشستم لب فرو بسته و تسلیم خواسته اش شدم. من فراموش کرده بودم .خودم را دلواپسی های مادر حتی قهر و عتاب پدر را .
گویا اوس اسماییل بنا این دفعه به حساب محکم کاری رو دست خورده به خیال خود با حکم اکید جاری شدن یک صیغه ی محرمیت چند ساعته جهت رفع موانع و اجرای امور شرعی بد جور بند را به اب داده بود. کاش هیچ وقت نداند همین حکم اجباری چطور به دخترش جرات بخشیده بود در حالی که در میان اغوش معشوق تاب می خورد و در نی نی نگاهش گم و مفتون درست همان موقع که به سبکی یک پر کاه و بدون کوچکترین مقاومتی از جا کنده و تا رسیدن به محل بستر فقط چند قدم فاصله بیش نبود و وقتی تحت تاثیر هرم دل انگیزنفس های داغی که از میون لبهای پر حرارت تکین میون گودی گردنش سرازیر میشد و فرو می ریخت انطور با جسارت با خودش فکر نمی کرد ” من اشتباهی نمی کنم ….جرمی هم در کار نیست …معصیت هرگز و خطا ابدا ….”
و بعد در حالی که در خیالتش گم شده با خود مدام تکرار می کرد حالا دیگه ما دوتا متعلق به همدیگه ایم. اینو همه می دونن تکین عشق منه … مرد من.

 

برای دانلود و خواندن رمان شروع من کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 5 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!