رمان سرکش در ابتدا قرار بود با نام چینی بند زده در بازار چاپ عرضه شود و طرفداران نویسنده، این کتاب را با اسم اولیهاش میشناسند اما با تغییراتی که اعمال شد، نام سرکش را به خود گرفت. سرکش، لجوج بودن زنی که مردانه پای خواستهی خودش و دخترکش ایستاد را روایت میکند و عاشقانهای با چگالیِ بالا دارد. از نکات مثبت این داستان میتوان به مادرانگیهای ملموس و شیرین راوی اشاره کرد که تاثیر بسزایی در همزاد پنداریِ مخاطبینش داشته است. این رمان با 539 صفحه، در سال 1396در نشر شقایق منتشر شده است.
وصال 9 سال پیش با پاشا صیغه میکند، ولی بعد از شش ماه، پاشا بدون آنکه از بارداریِ او مطلع باشد و صیغه را فسخ کند، ترکش میکند و به ترکیه میرود. پاشا بعد از 9 سال برمیگردد و سعی میکند هر چطور شده بار دیگر وصال را به دست آورد. او که نمیداند نیکی(دختروصال)، دخترش است وارد زندگیشان میشود و…
پایش را که درون سالن گذاشت، اخم در هم کشید. از آن اخمهایی که انگار جد بر جد طلبکار آدم هستند.
رانندهی عمه برایش دست تکان داد.
چه احتیاجی به این دنگ و فنگ بود وقتی هر شش ماه یک بار برای بازدید از کارخانه ی عمهاش به ایران میآمد؟
به طرف راننده حرکت کرد. چمدانش را جلوی پای پیرمرد گذاشت. پیرمرد چمدان را برداشت و پشت سرش حرکت کرد. این مرد سی و چهار سالهی همیشه اخمو، هیچوقت برای صمیمیت پیش قدم نمی شد.
سوار بنز زیبای عمه اش که شد پرسید:
ـ عمه خونه است؟
ـ بله و منتظرن آقا.
اگر به حساب آن همه مال و املاک عمهی پیرش که بی صاحب افتاده بود، نبود، الان در کنار دوست زیبای ترکش در ترکیه خوش میگذراند ولی…
پوفی کشید و کلافه گوشی را از جیب کتش بیرون آورد. حیف که اینترنت نداشت وگرنه کامنتهای هزل حتما سرحالش می آورد. عکس هزل با آن چشمهای آبی و شیطنتهای دخترانهاش را یادآوری میکرد.
این دختر در زیبایی ملکه بود.
سرش را به صندلی تکیه داد و صدای قهقههی طناز هزل در گوشش طنین انداخت.
“ـ هی پاشا… پاشا…”
“ـ هزل، من گرگ بشم تو بره خدا به فریادت برسه.”
“ـ بره ها عاشق گرگ میشن.”
انگار تمام دنیا در این دختر خلاصه شده باشد. مگر میشد از او و خندههایش گذشت؟
غرق شده بود در خیال شیطنتهای همیشگی هزل… این دختر بهار بود… و درست عین یک رعد و برق طوفانی که سر و گوشش همیشه برای چموشی میجنبید.
هزل بود… نبودش ممکن نبود. همین بودنهای همیشگیاش ضربان قلب ناموزونش را از ریتم میانداخت.
لامصب این دختره یک کلام وصلهی تنش شده بود.
– آقا رسیدیم.
متعجب چشم باز کرد. کی جلوی ساختمان سفید خانهی عمه اش رسیده بودند؟
بی تشکر پیاده شد.
بلد نبود. کاش کمی آدم بودن را بلد میشد. عمهاش دست به عصا با لبخند نگاهش میکرد. بیمیل
لبخندش کش آمد و دست بلند کرد.
همین قدر برای نشان دادن محبتش به عمه بس بود نه؟
***
ـ مامان جان گفتم چشم، فردا میام مدرسه.
نیکی بچگانههای قشنگش را با زبان کشیدن روی لبهای قلوهایاش نشان داد و گفت:
ـ مرسی مامان جون.
وصال لبخند زد…
نیکی کوچک و شیطانش گاهی وقت ها زیادی دلبری میکرد.
ـ بیا این کوفته رو ببر برای مادام.
ـ الان خوابه.
ـ برو تا اخبارو نبینه نمیخوابه.
نیکی بلند شد و دستی روی دامن پرچین جدیدش کشید، بشقاب را از وصال گرفت و از آشپزخانه بیرون زد.
وصال خسته، تن به صندلی زد و اوف… هنوز کلی کار داشت. حسابرسیهای باقی مانده، ظرفهای نشسته،
شام نخورده و کمک به نیکی برای ریاضیاش… فردا هم باید زودتر از همیشه بلند میشد.
یک وقت هایی کم می آوری… چه کسی گفته یک زن باید این قدر مرد باشد؟
ترجیح میداد یک زن نامرد باشد، از آن زنهایی که فقط زن هستند. لاکهای قشنگ قشنگ میزنند و با شالشان ست میکنند. کیفهای مد به شانه میاندازند و صدای کفشهای پاشنه بلندشان دلبری میکند. از آن زنهایی که فقط زن خانهاند… نه اویی که در کنار زن بودنش، مرد بود!
رمان سرکش از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
رویا رستمی با نام هنری روها، متولد مرداد ماهِ سال 1368، متاهل و اصالتاً بوشهری میباشد. او در رشتهی روانشناسی بالینی، مدرک کارشناسی ارشد را اخذ و تا کنون بیش از 20 رمان را نگارش کرده است. این رماننویس در عرصهی مجازی و چاپی جزو فعالان این حوزه میباشد و طرفداران بسیاری دارد.
رمان سرکش – انتشارات شقایق
رمان سنگ کاغذ قیچی – انتشارات شقایق
رمان ویرانی– انتشارات شقایق
رمان بت سوخته – انتشارات شقایق
رمان بلوط تلخ – انتشارات شقایق
رمان ماه و قهوه – انتشارات علی
رمان پیک(مشترک با فاطمه اشکو) – مجازی فروشی اپلیکیشن باغاستور
رمان قصاص یک گناه – در حال تایپ
رمان مرد وحشی – مجازی فروشی
رمان بازیگر – مجازی فروشی
رمان شکنجه(سه جلدی) – مجازی فروشی
رمان فراری(دوجلدی) – مجازی فروشی
رمان التهاب – مجازی فروشی
رمان این مرد ارباب است – مجازی فروشی
رمان فرار اربابزاده – مجازی فروشی
رمان ناموس ننگین – مجازی فروشی
رمان مو سرخه و ارباب اتابک – مجازی فروشی
رمان ناموس من بازنده نیستم – مجازی فروشی
رمان آشوب – مجازی رایگان
رمان درتمنای توام(جلد اول) – مجازی رایگان
رمان همهی سهم دنیا رو ازم بگیر(جلد دوم) – مجازی رایگان
رمان تلافی و اما عشق – مجازی رایگان
رمان کفش قرمز – مجازی رایگان