دو برادری که از هم بی خبرند و بعد از سال ها با وجود دختری که با یکی از آن ها در گذشته سر و سری داشته آشنا می شوند.
رسوا داستان عشقی مشترک بین دو برادر دو قلوئه. دختری به نام بهین برای انتقام از نامزد سابقش(ساواش) وارد زندگی امیرعلی میشه واونو با ساواش اشتباه میگیره. بی خبره از اینکه امیرعلی نامزد سابقش نیست و برادر دو قلوی نامزدشه که سال ها از هم بی خبرن و….
عشق نیازی به جار زدن ندارد. حتی به سکوت هم وصله نمی بندد. عشق دقیقا همان حس مزخرفریست که گاهی فوق العاده ترین لحظه ها را رقم می زند و گاهی لوکس ترین مکان را به لجن می کشد. عشق دقیقا همان قانون ثبت نشده ی جهانیست که نژاد و قوم نمی شناسد. ویروسش پیشگیری ندارد و برای دردش درمانی یافت نشده است…