نگار برای رسیدن به پدرش حاضر میشه روی اصول اخلاقی که داره پا بذاره.
داستان از جایی در اواسط رمان شروع میشه و فلش بک میخوره به گذشته. دردسرهای نگار، ماجرای دختری اصفهانی هست که بعد قبولیش در دانشگاه تهران و پیدا نشدن خوابگاه میره به خونهی دخترخالهی مادرش. خانهای که آدمهای مذهبی و متمولی داره. نگار حسرت به دل زندگی اونهاست تا اینکه بیشتر و بیشتر باهاشون آشنا میشه و اونجاست که قدر زندگی خودش که پر از سگ دو زدن هست رو میدونه. چالش داستان از جایی آغاز میشه که حاجی پدر نگار رو که سالها پیش بخاطر اعتیاد از خونه متواری شده بود پیدا میکنه و به کمپ ترک اعتیاد میبره. اما بابت اینکه پدر نگار رو با اون رو به رو کنه یه شرط داره. نگار باید اسنادی که پیش سجاد هست رو پیدا کنه و برای اون بیاره. حالا اینکه نگار چطور میتونه خودش رو به مردی که مذهبی و چشم دیدن اونو نداره نزدیک کنه خدا میدونه!