سرگذشت شخصی که با خیانت دست و پنجه نرم میکنه.
سحر و مهیار زوج خوشبختی هستند و زندگی قشنگ و عاشقانهای دارند. سحر یک زن خانهدار و تحصیل کردهست و مهیار هم صاحب بوتیکی در بهترین منطقه رشت. تنها مشکل زندگی این زوج، اجبار مهیار به بچهدار شدن و ترک تحصیل سحره. سحر در تلاشه هر طوری شده همسرش رو راضی کنه اما همین بین یک سری نامه به دستش میرسه که نشون میده مهیار بهش خیانت کرده، مهیاری که همیشه به سحر عشق ورزیده. همهچیز برای سحر غیر قابل باوره تا زمانی که میفهمه شخصی که براش این نامهها رو فرستاده کسی نیست جز…
– دوران دبیرستان یه دوست داشتم که وضع مالی خوبی نداشت اما بهشدت برای ساختن آیندهاش تلاش میکرد، بعد از یه مدتی زیرورو شد و کلی افت تحصیلی پیدا کرد وقتی ازش پرسیدم چیشده با هزار اشک و آه گفت باباش به مادرش خیانت میکنه، مادری که همیشه پای همهی سختیها و بیپولیهای پدرش مونده! اون دختر هر روز جلوی چشمهای من آب میشد و من باز نمیتونستم اون حجم از نفرت به باباش رو درک کنم؛ همش با خودم میگفتم به هر حال باباشه و یه روزی اون رو میبخشه، هیچوقت حتی تصورش رو هم نمیکردم یه روزی منم درگیر همون نفرتی بشم که اون دختر از اولین مرد زندگیش داشت!
تو اولین مرد زندگی من نبودی ولی یک کاری کردی دیگه نتونم به هیچ مردی… حتی پدر خودم اعتماد کنم! ازت متنفرم و حالا میفهمم جنس درد اون دختر چیه، حالا میفهمم باید چه بلایی سر آدم بیاد تا طعم واقعی نفرت رو بچشه!
****
– توی تمام این مدتی که تو داشتی با خیال راحت با دوست دخترهای متنوعت خوش میگذروندی من داشتم توی کنج همین خونه برای رسیدن به جواب یک سؤال جون میکندم، برای اون چرای معروف! همش از خودم میپرسیدم چرا؟ با خودم میگفتم مگه من چی کم داشتم؟ زشت بودم؟ بداخلاق بودم؟ دروغگو و خالیبند بودم؟ چی بودم که به خودش اجازه داد بهم خیانت کنه؟ میدونی… فکر میکردم اگه تو خیانت کردی مشکل از منه ولی اشتباه فکر میکردم!
خیانت کردن دلیل نمیخواد، همهی اونهایی که به هر شکلی خیانت میکنند هر بهونهای که میگیرند مزخرف و خندهداره، اونا فقط میخوان وجدانشون که درگیر یک خواب زمستونیه رو بیدار نکنن، اونا میخوان روی کثافتی که توی شهر به راه انداختن یک سرپوش بزرگ بذارند فارغ از اینکه بدونن هر چقدر اون رو بپوشونن باز بوی بدش توی مشام آدمها میره!
آقای عاشق پیشه… بوی گند خیانتی که نه با یک نفر بلکه با صدنفر به من کردی کل این خونه رو برداشته! خیانت کردن دلیل نمیخواد، خیانت نکردنه که دلیل میخواد و اون دلیل چیزی جز یک ذات خوب نیست، پس اگه خیانت کردی مشکل از من نیست، مشکل از توئه چون ذاتت درست نیست!