دختری که بر اثر مشکلی مادرزاد نمی تواند بچه دار شود و می خواهد فرزند خواهرش را بزرگ کند.
داستان درمورد دختری به نام میتراست که عشق پسر همسایه شون«امیرپارسا» نسبت به خودش رو وقتی متوجه میشه که با اون توی دانشگاه مواجهه میشه،به عنوان شاگرد و استادی!
خواهرِ میترا «بیتا»، از دیرباز عاشق ودلخسته ی امیرپارسای داستان میشه،برای به دست آوردنش نه خواهری در نظرمیگیره و نه فکر وذکر منفی ای!
حالا که میترا راضی به عشقامیرپارسا شده،بیتا چه کار خواهد کرد وچه باعث می شود آندو به هم رسیده یا از هم جدا شوند؟
رمان حسرت شیرین برگرفته شده از واقعیت است و عشقی ناب و خالص با درون مایه ی کینه وحسادت وخودبینی قلمزده شده است.
میگویند: “زخم “، اما جوان بی تاب قصه خوب میداند این زخم را با تمام عمیق بودنش دوست دارد، با تمام تاول های سرباز کرده اش دوست دارد، با تمام حرف های چرک شده ی داخلش دوست دارد…! پس زخم نیست…! عشق است…! عشق…!