رمان تکتم 21 تهران

رمان تکتم 21 تهران

توضیحات مهم رمان تکتم 21 تهران از فاخته حسینی

موضوع اصلی رمان تکتم 21 تهران از فاخته حسینی

خلاصه رمان تکتم 21 تهران از فاخته حسینی

_ تاب تاب عباسی… خدا منو نندازی…
هولم میدهد. میروم بالا، پایین میآیم. میخندم، از ته دل. حرکت تاب که کند میشود، محکم تر هول میدهد. کیف میکنم. رعد و برق میزند، انگار قرار است باران ببارد. اما من نمیخواهم قید تاب بازی را بزنم، انگشتان کوچکم زنجیر زنگ زده تاب را میچسبد و پاهایم را روی زمین میفشرم. کشان کشان پاهایم را به عقب میبرم، سنگ ریزه های زیر کتونی هایم خش خش میکند. خوب که عقب میروم به ناگه خود را رها میکنم و تاب میخورم، هی تاب میخورم و…
_ تاب تاب عباسی، خدا جونم چه نازی
تاب تاب عباسی، خدا منو نندازی
اگه منو میندازی، بغلِ…
ناگهان میافتم روی زمین، زانو هایم درد میگیرد. لولای قدیمی تاب قیژقیژ صدا میکند، چرا کسی برای بلند کردنم نمی آید؟ بغض میکنم. انگار که تاب هم خواسته بود مرا از رویایی که برای خود ساخته بودم به بیرون پرت کند. نه کسی هولم میدهد، نه کسی بغلم میکند…

 

مقداری از متن رمان تکتم 21 تهران از فاخته حسینی

 

برای دانلود و خواندن رمان تکتم 21 تهران کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 6 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!