داماد خانواده ی مشا اختلاس کرده و حالا پای اعدام است. حاج مشا و پسرش، فراز دنبال طلاق زیبا هستند که…
از طرفی دختر پانزده ساله ی خانواده ی علیاری گم شده و همه این اتفاق را تقصیر مهدی، خواستگار او میدانند. در حالی که خبری از مهدی هم نیست.
عمارتی باشکوه در تهران که آن را چهار منیجر دختر اداره میکنند. در این عمارت چه خبر است؟ هر کسی که پایش را در آن عمارت میگذارد، چه اتفاقاتی در انتظار اوست؟