رمان تعصب و اما عشق

رمان تعصب و اما عشق

رمان تعصب و اما عشق، روایت دختری جوان است که در دامی ناخواسته می‌افتد. تجاوز، ریشه در جانش می‌کند و او باید برای رهایی از آن به مردی چنگ بزند که فکر می‌کند مردانگی دارد و او مانند طبل تو خالی، مردی پوچ است. قلم نویسنده شیوا و روان است و مخاطب تا انتها با او همراه می‌شود. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی نوشته شده است و در مدت کمی به چاپ‌های بالاتر رسید. این رمان با 672صفحه، در سال 1397از نشر شقایق منتشر شده است.

 

مقدمه رمان تعصب و اما عشق :

درمانده‌تر از لیلی
سرگشته‌تر از مجنون
منم، پاییز برگ ریزون
بی‌چاره‌تر از فرهاد
بی‌نام‌تر از شیرین
منم، پاییز اشک ریزون
شاعرتر از سهراب
عاشق‌تر از مهتاب
منم، پاییز برگ ریزون
بی یارتر از مادر
بی ناتر از کارگر
منم، پاییز اشک ریزون
تن خسته‌تر از ماهی
دلتنگ‌تر از سرباز
منم، من. پاییز اشک ریزون، پاییز برگ ریزون.
فاطمه اشکو

 

خلاصه رمان تعصب و اما عشق :

پاییز، دختر جوانی که مادرش فوت شده و پدری متمول دارد، به واسطه‌ی دوستی به نام سارا و تحت تاثیر افکار او قرار گرفتن به مهمانی‌ای می‌رود که زندگی او را تغییر می‌دهد. دخترجوان قصه مورد تجاوز قرار می‌گیرد و در ادامه برای فرار از این مهلکه، به پیشنهاد پسرعمه‌ی عاشقش بالاخره جواب مثبت می‌دهد. درست وقتی که می‌خواهد با پسرعمه‌اش ازدواج کند، او متوجه‌ی تجاوزی که به پاییز شده، می شود و عقب می‌کشد!‌او ادعا می‌کند که پاییز دیگر دختر نیست و او رکب خورده! حالا همه چیز بهم می‌ریزد و…

 

مقداری از متن رمان تعصب و اما عشق :

ـ من با اون دختر ازدواج می‌کنم.
تعجب بود؟ نه چیزی فراتر! عصبانیت بود؟ نه چیزی بالاتر! بهت بود؟ نه…
حسی قوی‌تر از همه‌ی این‌ها.
همه‌ی چشم‌ها روی او و من در حال چرخش بود. با چه فکری این حرف را زد؟
این که مرا کوچک کند؟
– تصمیم من اینه !
با پوزخند از جایم بلند شدم .
ـ اینجا شما کوه غرور و من تپه‌ی خراب شده نیستم که قد راست کردین و ادعای ازدواج می‌کنین.
ابروهایش را در هم کشید و خیره خیره نگاهم کرد. اخم ابروهایش، به سان ابری پر از باران پاییزی، حرف به روی زمینِ چشم‌هایم داشت.
ـ برای ادعاش حریفی؟
دندان به هم ساییده و برای خودم کوهی از حمایت ساختم.
– آره…حریفش منم، من!
لبخندی کج زد.
ـ دید فمنیسمی‌تون به جایی نمی‌رسه!
– دیکتاتوری نگاه و جنس شما به کجا قراره برسه؟
چشم‌های همه به روی من و او خیره ماند. هیچ‌کس، حتی خود من، پلک هم نمی‌زد. باور کردنی نبود.
مادرش با چشم‌هایی عصبانی از جا بلند شد.
ـ مگه این که من رو له کنی تا این کار انجام بشه.
در جواب مادر، لب‌هایش را به هم فشرد و با باریک کردن چشم‌هایش جواب داد:
ـ مامان! پسر تو این دختر رو تو اوج جوونیش له کرد. چرا اون موقع به حرف نیومدی؟ چرا اون موقع به فکر له شدن نبودی؟
دست‌هایم را بالا بردم.
ـ تا خدا بالای سرمه، تا دست پدرم بالشت سرمه، هیچ‌کس حماقت‌های منو حمایت نکنه! هیچ‌کس. تمام! پوزخند زدم تا قافیه‌ی حرفم ردیف شود. اما مگر ابر سیاه بد شومی من تمامی داشت؟ مگر هیچ کدام از اعضای آن جمع، حالی‌شان بود که پاییز در حال پر کردن درخت‌های وجودی‌اش است؟
هیچ کس مرا نمی‌فهمید. هیچ‌کس!
***
رو به روی آینه ایستاده و به خودم نگاه کردم.
صورتم فرمی گرد داشت. چشم‌های گرد قهوه‌ای داشتم که مژه‌های فردار پشت آن را احاطه کرده بودند. بینی‌ام، دارای قوز خفیفی بود که با لب‌های باریکم هم‌خوانی داشت. دو خال کوچک بالای لب و یک خال بزرگ کنار گونه های بیرون زده‌ام بود. رنگ سفید پوستم حالا نزارتر از قبل به نظر می‌رسید. انگار که گچ روی دیوار را به صورتم پاشیده بودند.
دست که به روی لب‌هایم کشیدم، درد درون بدنم پیچید. انگار هنوز هم، اذیت‌های آن نامرد را حس می‌کردم. آه کشیده و دستم را نوازش‌گونه به روی قفسه‌ی سینه‌ام کشیدم. جای انگشت‌های قطورش روی روح و روانم، خودنمایی می‌کرد.
آب دهان قورت داده و زیر لب زمزمه کردم:
«من آسیب دیدم؟! این حالم یعنی چه؟»
لب‌هایم آویزان و اشک از چشم‌هایم جاری شد. چانه ام لرزید. سرم را بالا گرفتم و نالیدم:
– یعنی واقعا من دیگه نمی‌تونم مثل آدم‌های عادی ازدواجی سالم داشته باشم؟
برگشتم به آن روز… به آن روز کذایی…
نورهای آبی، قرمز، زرد و سبز، مدام در فضای مهمانی برق می‌انداخت.
همه در پیست رقص، مشغول بودند. من اما کناری نشسته بودم و به خود فحش می‌دادم که چرا به این جشن آمدم.

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان تعصب و اما عشق :

رمان تعصب و اما عشق از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی‌ های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی فاطمه اشکو :

فاطمه اشکو هستم، مدرک تحصیلیم کارشناسی ارشد کامیپوتر هست و رشته‌ی تحصیلیم‌ ربطی به نویسندگی و هنردوستیم نداره. 30 ساله هستم و متولد مرداد ماه ۱۳۷۲! تو یه خونواده ی ۵نفری به دنیا اومدم و ته تغاری خونواده‌ام! از خانواده، تنها پدرم دستی بر‌قلم دارن که مربوط‌به بعد از بازنشستگی‌شون می‌شه، ایشون خبرنگار هستن. از سال ۱۳۹۱ که مصادف با ۱۹سالگیم بود شروع به نوشتن به شیوه‌ی مجازی کردم و اولین رمانم با نام تعصب و اما عشق به چاپ رسید. بیش از ۲۰ اثر به نامم ثبت شده که چهار تای اون‌ها به چاپ رسیدن. متاهلم و در حال حاضر در کنار نویسندگی، نقاشی هم می‌کنم.

 

آثار فاطمه اشکو :

رمان طلسم خاکستری – مجازی رایگان
رمان همسان من – مجازی رایگان
رمان زیر یک‌ سقف – مجازی رایگان
رمان انتقام گر – مجازی رایگان
رمان شهرآشوب – مجازی رایگان
رمان فتنه گر – مجازی رایگان
رمان ازدواج نامشروع – مجازی فروشی اپلیکیشن به بوک
رمان جنتلمن – مجازی فروشی اپلیکیشن به بوک
رمان شعله های هوس (دو جلدی) – مجازی فروشی اپلیکیشن به بوک
رمان حسرت شیرین – مجازی فروشی اپلیکیشن به بوک
رمان عروس عمارت ۲ – مجازی فروشی اپلیکیشن به بوک
رمان رسوا – مجازی فروشی اپلیکیشن به بوک
رمان پیک (مشترک با رویا رستمی) – مجازی فروشی اپلیکیشن به بوک
رمان مالک ( جلد دوم مستاجر) – مجازی فروشی اپلیکیشن به بوک
رمان عروس عمارت ۱ – مجازی رایگان اپلیکیشن به بوک
رمان زنانه می تازم – مجازی رایگان اپلیکیشن به بوک
رمان کراش – مجازی رایگان اپلیکیشن به بوک
رمان مستاجر – مجازی رایگان اپلیکیشن به بوک
رمان تعصب و‌ اما عشق – انتشارات شقایق
رمان وسواس – انتشارات شقایق
رمان مرا به نام من بخوان (مشترک با پگاه مرادی ) – انتشارات شقایق
رمان پرتره (ژست) – انتشارات شقایق

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 11 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!