رمان تحول بزرگ دومین جلد از مجموعه «افسانه های هفت سرزمین» به نویسندگی ساحل نژاد فروغی می باشد. نام جلد اول «خیزش الندیل گمشده» است. نام جلد های سوم و چهارم به ترتیب «نفرین اژدها» و «ماموریت سرنوشت ساز» می باشد.
برادر و خواهر دوقلویی که در پی آزادی هستن
فیلیپ یه سرباز جوونه که قصد کرده از سرزمین پر از ستم و ملکه ی شرورش فرار کنه. قبل از این کار، به جستجوی خواهرش که سال هاست ازش جدا شده میره تا یک بار دیگه ببینتش. اما این دیدار نه تنها آخرین دیدار نیست، بلکه آغاز ماجرایی پر از تحولات بزرگه…
به درخت چسبیدم. مردا با لبخندای خبیث و چشمای ترسناکشون بهم نزدیک شدن. قلبم گروپ گروپ می زد.
اولی گفت: گیر افتادی خانوم کوچولو
دومی: آخی، نگاه کن. داره از ترس می میره
و همراه دوستش قهقهه زدن. چشمام و بستم و تو دلم دعا کردم. خدایا کمکم کن. کمک کن.
وقتی مامورا یه قدم دیگه جلو اومدن و نفسای گرمشون خورد به صورتم، قلبم می خواست منفجر بشه.
مرد اول دستش و روی گونه م کشید: چه صورت خوشگلی داری
دومی کمرم و گرفت: اندامشم قشنگه
صورتم و کج کردم و کمرم و عقب کشیدم. قلبم تو دهنم بود و حالت تهوع بدی بهم دست داده بود. ممکن بود هر آن از استرس بالا بیارم.
مرد اول چونه م و محکم گرفت و با لبخند کثیفی نگاهم کرد. اما یه دفعه نفسش بند اومد و دستش و برد سمت گلوش.
دومی با نگرانی گفت: هی، چی شـ…
صداش خفه شد و هول زده گلوش و لمس کرد.
شاخه های گردو پایین اومده و دور گردن هر دو پیچیده بودن…
***
: آخه چی؟ خطرناکه؟ آره، ممکنه باشه. ولی نمیشه که به خاطر ترس هیچ کاری نکنیم. اگه قرار بود هیچ ریسکی نکنیم، جای آدم درخت به دنیا می اومدیم!
***
: من تو همون اولین خاطره ای که از خودم و تو یادم میاد، به خودم قول دادم همیشه مراقبت باشم. هیچوقت این قول و نشکستم و نمی شکنم خواهر کوچولوی دیوونه
***
: بعدش چی؟ چی کار می کنی؟
: خب میام خونه دیگه
: خونه؟ کدوم خونه؟
: هر جا که تو باشی. خونه جاییه که خانواده هست، و خانواده ی من تویی خواهر کوچولو
چشمام و چرخوندم: با اون کلمه ی آخرت کل جمله رو خراب کردی.