رمان بگذار ببوسمت

رمان بگذار ببوسمت

توضیحات مهم رمان بگذار ببوسمت از فروغ ثقفی

موضوع اصلی رمان بگذار ببوسمت از فروغ ثقفی

بی اعتمادی و خودخواهی.

خلاصه رمان بگذار ببوسمت از فروغ ثقفی

یه اشتباه…یه غفلت… شاید یه نامردی… هرچه ساختید و خراب میکنه و وسط اون خرابه‌ها دنبال بخششی. ولی شخص روبروت تو رو لایق بخشیده شدن نمیدونه و این شروع زندگی توست برای بخشیدن.

 

مقداری از متن رمان بگذار ببوسمت از فروغ ثقفی

شمرده شمرده گفت:
– تو… فقط… توضیح بده.
نگاهش کردم وگفتم:
– چرا باید توضیح بدم.
با حرص دست لای موهاش برد با دندونهای جفت شده گفت:
– هیوا حرف بزن فقط. منو دیونه نکن.
حوصله کل کل نداشتم…
بالاخره که چی.. یه روز میفهمید.
نگاهی به موبایل انداختم… انگشت روی صفحه کشیدم…. عکس بعد… بعدی… انگار همین یک عکس نبود. عکس‌های مختلف تو زاویه‌های مختلف.
یهو موبایل از دستم کشیده شد:
– خب!می شنوم.
دست تو جیب بالای سرم ایستاده و منتظر توضیح از طرف من بود.
کی پاشده! چنان تو عکسها غرق شده بودم که اصلا حواسم نبود.
در حالی که همونطور نشسته بودم سرمو بالا گرفتم و نگاهی به چشم هایی منتظرش کردم و گفتم:
– چی رو باید توضیح بدم؟ تو فکر کن یه دوست!
پوزخندی زد و گفت:
– یه دوست… چه جالب!
– آره یه دوست… چرا دوستای من برات جالبه.
عصبانیت از حرکاتش گویا بود ولی منم سعی کردم خونسرد باشم تا بفهمه من به خاطر روابطم بهش حساب پس نمیدم.
-خوب گوش‌تو وا کن. دوست… رفیق… یار… هر خری هست دیگه دور و برت نبینم. چون سری بعد اینقدر خوش اخلاق نیستم. خودت خوب میدونی…
دست زیر چونه‌‌ام گذاشت وسرش وخم کرد زیر گوشم آروم‌گفت:
– اوکی!
بوسه کوتاهی گوشه لبم زد و بی‌توجه به حال و روزم و بی‌حرف اضافه‌ای قصد رفتن کرد.
گفتم:
– تاکی؟
ایستاد و به طرف من برگشت و گفت:
– تا کی! تا هر وقت تو بخوای.

 

برای دانلود و خواندن رمان بگذار ببوسمت کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 6 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!