رمان اینجا زمان ایستاده است، روایت زوجی میباشد که به دلایلی نامعلوم به چالش میخورند و جدا میشوند. مرد داستان، امیری که همه چیز را رها کرده و رفته، برای ساختن مجدد برمیگردد، ولی همسرش با دنیایی از سوال روبهرویش میکند. نگارشِ نویسنده، پخته است و به خوبی از پس شخصیت پردازی و داستان پردازی برآمده است. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی نگارش شده است. این رمان با 544 صفحه، در سال 1401 از نشر شقایق منتشر شده است.
زوجی به نام امیر و آتوسا، داستانِ اینجا زمان ایستاده است، میباشد. امیر به دلیل نامعلومی به زندگی چندسالهاش با آتوسا پشت میکند و در کمال ناباوری آتوسا، از او جدا میشود. حالا او بعد از یک سال و نیم برگشته است و میخواهد همهچیز را از نو بسازد، اما ساختن دوباره به این راحتیها نیست، چون که آتوسا دو سوال اساسی دارد، اینکه امیر چرا رفت؟ و سوال دوم، حالا چرا برگشته است؟!
«در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من با دو چشم خویشتن دیدم که جانم میرود»
“سعدی”
دستش روی صفحه کلید تلفن همراهش به سرعت در حرکت بود تا مبادا حرف و کلامی در این جنگ لفظی جا بماند، مبادا حرف درشتی بشنود و بی جواب بماند. فلشی که پایین صفحه خودنمایی میکرد خبر ازسرعت بالاتر رقیب در حمله داشت.
“بد کردی با من… گفتنی زیاده، ولی نمیگم…. فقط بدون… حق من این نبود!»
مثل همیشه دست روی نقطه ضعفش گذاشته بود، از حق و حقوقش گفته بود، از حرفهای تلنبار شده روی دلش که هیچگاه به زبان نمی آورد و همین، مظلومیتش را در چشمش دو چندان میکرد، خودش هم حال خوشی نداشت و این سخن از حق و حقوق کلافهترش میکرد.
در زندگی کم شیطنت نکرده بود اما همیشه وجدانش مرزهایی برایش میساخت که اجازه نمیداد وجودش را از لباس انسانیت خالی کند و در دریای خواستن هایش غوطه ور شود؛ حال الانش استثنا بود.
دستش روی گزینه مسدود رفت تا حریف نتواند تیر جدیدی پرتاب و ذهنش را آشفته تر کند. هیچ بعید نبود که جا بزند، باید خودش را کنترل میکرد تا تصمیم اشتباهی نگیرد.
گوشی را روی میز انداخت و به جای آن پاکت سیگار را چنگ زد. سمت تراس کوچک اما دوست داشتنی اش رفت و خیره به سیاهی شب سیگارش را روشن کرد، چند کام عمیق گرفت تا آرامش از دست رفته اش را باز گرداند و فکرش را از بایدها و نبایدهای اخلاقی اش خالی کند. هیچ اطمینانی از تصمیمش نداشت و این بیشتر از هرچیزی آزارش میداد. بین خیر و شر وجودش کشمکش بود و او سرگردان و آشفته به نظاره نشسته
بود.
شر از راه منطقش آمده بود و خیر از دلش حرف میزد. حضورش بندی بود که اجازه حرکت نمیداد و نبودش خلائی که خوب میدانست پر شدنی نیست.
باید خودش را رها میکرد تا سریع تر گام بردارد.
با روشن شدن چراغ تراس خانه روبه رویی دیگر تمایلی به ماندن نداشت، پشت کرد تا به داخل خانه برود که چشمش به دیوار تراس و نقش بزرگ و دست ساز روی آن افتاد. یک دایره سفید بزرگ با حاشیه قرمز که در مرکز آن سیگاری روشن کشیده شده بود و یک خط اریب قرمز که بیننده را از سیگار کشیدن منع میکرد. همین دلبرانه های خاصش بود که دست و دلش را می لرزاند و او چقدر از دودلی بیزار بود!
خیره به نقش روی دیوار سیگار را خاموش و زیر لب تکرار کرد “لعنت بهت”!
بیشتر از این تعلل نکرد تا دلش در این نبرد پیروز نباشد.
سمت تلفن همراهش رفت. احتیاج به جست و جو نبود، به خاطر تماسهای زیاد همیشه اولین نفر بود. با لمس نماد تلفن، منتظر برقراری تماس ماند. صدای گرفته ای که نشان از گریه هایش داشت روی مغزش خط انداخت:
– بله ؟
– سلام.
– سلام!
ـ میخوام اقدام کنم برای طلاق. گفتم آماده باشی.
سکوت آن سوی خط از بهت بود یا غم نفهمید، فقط “شب بخیر” گفت و تماس را قطع کرد!
***
یک سال و سه ماه بعد…
دستش را روی زنگ قرار داد و بدون هیچ ملاحظه ای بی وقفه آن را فشرد.
از این به قول خودش آزار رساندن حس خوشی گرفت و لبخندی روی لب هایش نقش بست. سرمای اولین روزهای پاییز لرز خفیفی در اندامش انداخت و انگیزه اش را برای فشردن زنگ بیشتر کرد.
در انتظار شنیدن چند ناسزای آبدار، خودش را به پنل آیفون نزدیک کرد تا خوشحالی اش تکمیل شود؛ اما در با صدای “تیک” باز شد. متعجب از این برخورد، آرام و با فکر به اینکه چه خوابی برای تلافی کارش
دیده اند وارد شد.
دکمه آسانسور را زد و نگاهش خط آبی رنگی روی آستین دست چپش را شکار کرد. تا رسیدن آسانسور کمی پارچه را به هم سابید، وقتی نتیجه ای نگرفت بی خیال شد. باید وقتی در حال خرید مانتوی گلبهی بود به این لکها و ردها فکر میکرد، نه حالا.
رمان اینجا زمان ایستاده است از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
عاطفه انصاری، متولد 1374، نویسندهی ایرانی میباشد. ایشان تا کنون دو کتاب با انتشارات شقایق به چاپ رسانده و در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت میکند.
رمان اینجا زمان ایستاده است – انتشارات شقایق
رمان ضد نور ـ انتشارات شقایق
رمان ده درجه زیر صفر ـ در حال تایپ