سرگذشت دختری که به موسیقی و خوانندگی علاقه داره.
ساحل دختری نوجوان و سادهست که رویای خوانندگی داره و با معرفی دوستش مریم، با پسری به نام سامان آشنا میشه. سامانی که رپری غیرمجاز اما با استعداده.
ساحل و سامان با هم آهنگ میخونند و روز به روز معروف تر میشن. با گذشت زمان ساحل عاشق سامان میشه، سامانی که به ساحل به چشم یک طعمه نگاه میکنه.
رابطهای به ظاهر عاشقانه بینشون شکل میگیره و مدتی بعد، یک روز ساحل توی استودیو مورد تجاوز قرار میگیره و اون شخص متجاوز کسی نیست جز…
تلخ است اگر بگویم من کاری نکردهام ولی حسابی در این مدت تاوان پس دادهام؛ تاوان اشتباه دلم را، تاوان سادگیام را، تاوان دختر بودن و بیاجازه خوانندگیام را… تاوان غیر قانونی بودنم را!
***
درکم نمیکنی چون نمیفهمی دوست ندارم کسی صدای لعنتیت رو گوش کنه! درکم نمیکنی چون نمیفهمی دلم نمیخواد کسی رو جز خودم دیوونهی صدات کنی، تو درک نمیکنی چون نمیفهمی داری تموم قلبم رو مال خودت میکنی، درک نمیکنی چون نمیفهمی وقتی کارهای مریم رو دیدم و شنیدم چقدر از خودم بدم اومد که تو رو میونمون انداختم و عذابت دادم، درک نمیکنی چون نمیدونی چقدر دوستت دارم!