رمان آن من

رمان آن من

رمان آن من روایت دخترجوانی‌ست که با ورود به رشته‌ی مورد علاقه‌اش، پیشنهاد کاری بهش می‌شود. این در حالی‌ست که همزمان با احساس خوشبختی‌اش، زندگی زناشویی‌اش دچار چالش و کشمکش می‌شود. در این میان درگیری‌های برادرش را با زنی جوان می‌خوانیم که با عنوان کارآموز وارد شرکت‌شان می‌شود. قصه‌هایی که در طول داستان می‌خوانیم، جذاب بوده و مخاطب را تا انتها با خود همراه می‌کند. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی‌ نگارش شده است. این رمان 704 صفحه، در سال 1401 از نشر شقایق منتشر شده است.

 

خلاصه رمان آن من :

سایه دختر جوانی‌ست که بعد از مخالفت‌های خانواده‌اش، بالاخره وارد رشته مورد علاقه‌اش (عروسک گردانی) می‌شود، ولی درست وقتی که یک پیشنهاد کاری فوق‌العاده را دریافت می‌کند. مشکلات امیرپاشا، همسرش، در شرکت و با خانواده‌اش باعث می‌شود رابطه‌‌ای که با عشق شروع شده بود، دچار چالش شود. این در حالی‌ست که یک کارآموز جدید به شرکت امیرپاشا و آیدین(برادر سایه) وارد شده و محاسبات آیدین را از یک دختر ایده‌آل را به هم می‌ریزد.حالا این دو خواهر و برادر باید مهم‌ترین تصمیمات زندگی‌شان را بگیرند.
یکی برای نگهداری از نهال جوان رابطه‌اش و دیگری برای تغییر و یک شروع تازه.

 

مقداری از متن رمان آن من :

امیر پاشا لباسش را جلوی آینه مرتب کرد و گوشی‌اش را برداشت. دلهره داشت. سایه امروز قرار بود برود کارهای قراردادش را انجام بدهد، اما انگار او بیشتر دلهره داشت. از پله پایین رفت و بدون ایجاد سر و صدا از خانه بیرون زد.
پشت فرمان که نشست ناخودآگاه حوادثی را که برای رسیدن سایه از سر گذارنده بود مرور کرد. نامزدی نافرجامش با الناز. انتخاب رشته سایه که تمام خانواده‌اش را غافل‌گیر کرده بود و عقدی که خودش هم نفهمید چطور به این سرعت اتفاق افتاد. با این که باید صبر می‌کرد سایه درسش تمام شود اما اصلا پشیمان نبود. سایه مال خودش بود و حالا هم دعوت به کارش با تلویزیون هم همه را شگفت‌زده کرده بود. لبخندی ناخواسته زد. حتی خود مهندس نجاتی هم که همیشه از انتخاب رشته سایه شاکی بود این روزها دیگر تغییر کرده بود. دختری که قرار بود مهندس شود شده بود عروسک‌گردان و حالا چیزی نمانده بود که کارش در یکی از شبکه‌های تلویزیونی به نمایش در بیاید. دلش به شدت برای او تنگ شد. انصاف نبود بعد از گذشت یک ماه از عقدشان او را راهی تهران کند. کاش این سه سال هم به یک چشم بر هم زدن می‌گذشت و این فاصله لعنتی میاناشان تمام می‌شد.
تا برسد شرکت با سایه درباره قرارداد کاری‌اش صحبت کرد. وارد شرکت که شد متوجه صدای بحث شد. رو به سایه گفت:
ـ نمی‌دونم باز این دختره چکار کرده که صدای آیدین در اومده، تا کارشون به کتک کاری نرسیده من برم ببینم چی شده.
با یک خداحافظی تماس را قطع کرد و اخم کرده وارد اتاق خانم رسولی شد و دستش را به در زد:
ـ چه خبره؟
یلدا حقیقی سر به زیر پشت میزش ایستاده بود. آیدین هم دست به کمرو عصبی مقابلش. خانم رسولی با چهره‌ای سفید شده گوشه دیگر اتاق بلا تکلیف و ترسیده به آن دو خیره شده بود. آیدین نفس کلافه‌ای کشید:
ـ امروز باید تکلیف من با این خانم معلوم بشه!
و با دست به یلدا اشاره کرد که به خاطر پایین بودن سرش عینکش تا نوک بینی‌اش سر خورده بود. امیر پاشا نگاه اخم‌آلودش را بین آیدین و یلدا گرداند:
ـ باز چی شده؟
آیدین دست دراز کرد و دسته‌ای کاغذ را که با چیزی شبیه قهوه خیس شده بودند توی هوا نگه داشت.
ـ این شده… خانم مفاصل شما احیانا مشکلی دارن، اعصاب دستتون لقه؟ والا من ندیدم یه آدم این‌قدر چیز میزاشو بریزه.
یلدا همان طور دست‌هایش را جلویش توی هم چفت کرده بود و سرش پایین بود. اشکی تا نوک بینی‌اش سر خورد و چکید. هر آن ممکن بود عینکش از روی بینی‌اش سقوط کند. امیرپاشا برگشت و به یلدا نگاه کرد که بی صدا اشک می‌ریخت. نچی کرد و قدمی به سمت آیدین برداشت و کاغذها را از دستش گرفت:
خانم رسولی با دیدن اخم امیر پاشا رنگش پرید.
آیدین با دست یلدا را نشان داد و گفت:
ـ ایشون گند زده به همه چیز…
امیر پاشا برگشت و به آیدین نگاه کرد:
ـ یک لحظه اجازه بده آیدین…
آیدین لب‌هایش را به هم فشرد و ساکت شد. امیر پاشا رو کرد به خانم رسولی و گفت:
ـ مگه اینا نباید دیروز بایگانی می‌شد؟
ـ دیروز کارم زیاد بود یادم رفت…

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان آن من :

رمان آن من از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی بهاره شریفی :

بهاره شریفی، متولد سال 1360، نویسنده‌ی ایرانی از رفسنجان می‌باشد. ایشان در کنار نویسندگی، کار مترجمی هم می‌کنند و در هر دو زمینه‌ی نگارش فعالیت دارند. این نویسنده بیشتر در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی قلم می‌زند.

 

آثار بهاره شریفی :

رمان آن من ـ انتشارات شقایق
رمان آن او ـ انتشارات شقایق
رمان تپش معکوس ـ انتشارات شقایق
رمان بگذار عاشقانه بگویم (دوجلدی) ـ انتشارات شقایق
رمان خانه‌ای روی ابرها ـ انتشارات شقایق
رمان خاموشی ـ انتشارات سخن
رمان نارگون ـ انتشارات سخن
رمان نامه‌های سیاه ـ انتشارات سخن
رمان سکوت سایه‌ها ـ انتشارات سخن
رمان دختران مطرود (ترجمه) ـ انتشارات سنگ
رمان دختری که او می‌شناخت (ترجمه) ـ انتشارات سنگ

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 8 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!