رمان آمین

رمان آمین

رمان آمین روایت دختری به نام طلوع است که عزیزکرده‌ی خانواده‌اش است. این در حالی است که سرنوشتش به فردی گره می‌خورد که اختلال روانی دارد و او باید به زخم تازه‌ی سرنوشت روی خوش نشان دهد. قلم نویسنده بسیار روان و شیوا می‌باشد. تعلیق داستان بسیار بالاست و موضوعِ آن مورد پسند مخاطب می‌باشد. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی، خانوادگی‌ نگارش شده است. این رمان 736 صفحه، در سال 1402از نشر شقایق منتشر شده است.

 

خلاصه رمان آمین :

شورانگیز زنی است که با سرخوردگی از مبارزه‌های زیاد با همسرش برای نگه‌داشتن شغل دلخواهش، تلاش می‌کند. او کودکانی با روحیات متفاوت را در کنار هم رشد می‌دهد، کودکانی که هر یک زخمی بر قلب‌شان دارند. طلوع آخرین دختر خانواده است که همه برای مهیا کردن آرامش و آسایش او همکاری می‌‌کنند، اما دست سرنوشت، حوادث و انتخاب‌های اشتباهِ پی‌درپی‌اش، باعث می‌شود راهِ آدم‌هایی که فکر نمی‌کند را به زندگی‌اش باز ‌کند. عشقِ مردی با اختلال پارانویید، زخم‌های تازه‌ای را به روح خسته و بیمارش وارد می‌کند. حالا طلوع می‌خواهد برگردد و به شانه‌ای تکیه کند که سال‌ها بستر دردها و آمین همه‌ی دعاهایش بوده است، اما در این راه فردی با رازی از گذشته به دنبال حق از دست رفته‌ی خودش در زندگی طلوع می‌گردد.

 

مقداری از متن رمان آمین :

صدای زنگ خانه از هزار سو آمد و دوبار پشت سر هم در سرش پیچید.
دست‌هایش را روی گوش‌هایش فشرد.
صدا محو شد و پلک‌هایش دوباره روی هم افتاد، اما صدا تمامی نداشت.
کسی دستش را روی زنگ گذاشته بود و خیال برداشتن نداشت. چشم‌هایش را باز کرد. عقربه های ساعت دیواریِ مدور دنبال هم می‌دویدند و تلاش چشم‌هایش برای به بند کشیدن زمان کافی نبود. موهایش را چنگ زد. تلخابه‌ای را که در دهانش جمع شده بود بلعید. می‌خواست بلند شود ولی نمی‌توانست. انوار طلایی خورشید آخرین روزهای اسفند را لعنت کرد. این‌بار صدای زنگ تلفن به صداهای دیوانه‌وار سرش اضافه شد تا بالاخره روی پیغام‌گیر رفت:
«طلوع؟ خوشگلم؟ آمین اومده دنبالت. جشن داریم یادت که نرفته، طلوع؟ جواب بده. آمین پشت در هستش.»
این دیوانگی فقط از آمین برمی‌آمد که دستش را بی‌ملاحظه روی زنگ خانه‌ای بگذارد که از داخل آن بی‌خبر است، اما واژه‌هایی به سنگینی جشن و آمدن آمین را نمی‌توانست تحلیل کند. پراکنده بود. استخوان‌هایش مثل اسکلتی تجزیه شده دور از فرمان‌های مغزش بودند. نالید:
ـ ستاره در رو باز کن.
هیچ صدایی در خانه نبود. دستش را روی عسلی کشید تا قرصش را بردارد. دوباره صدای زنگ در خانه پیچید. قوطی قرص از دستش رها شد. بالاخره خودش را جمع‌وجور کرد و هر طور که بود روی پاهایش ایستاد. بی آن که بخواهد تصویر خودش را داخل آینه دید. تصویر هزار طلوعی که در آینه‌ی قدی می‌رقصید. موهای ژولیده‌اش بی‌حالت روی شانه‌ها رها شده و تا زیر سینه قد کشیده بودند. یادش نمی‌آمد این بلوز و شلوار صورتی گشاد را کی به تن کرده است و چشم‌هایش را که می‌دید، ناگهان دنیا متوقف می شد؛ دو گوی
فرورفته در سیاهی که ابروهای نامرتبی بالای آن‌ها قرار داشت. چند روز پیش ستاره ناشیانه در آن‌ها دست برده بود تا به قول خودش آن‌ها را خوشگل کند، اما هنوز همان طور پر و بی‌حالت مثل وصله‌ای ناجور در صورتش نشسته بودند. نگاهش را که از چشم‌هایش گرفت، مغزش مثل کاغذی سفید خالی شد. همان قدر بی‌انتها، هیچ تعریفی برای حالش نداشت. خودش را تا بالای پله‌های مدور رساند. دست‌های لاغرش را دور نرده گرفت و چشم‌هایش را بست تا ارتفاعی که جلوی چشم‌هایش بازی می‌کرد نبیند. نوک انگشت‌های پایش را روی اولین پله گذاشت و تنش به رعشه افتاد. هزار بار گفته بود اتاق‌های بالا را نمی‌خواهد. این خانه‌‌ی لعنتی را از همان روز اول هم نپسندیده بود.
آمین بی‌صبرانه برای چندمین بار زنگ را فشرد. هم‌زمان صدای شورانگیز در پیغام‌گیر خانه پیچید و بغضش را بزرگ‌تر از پیش کرد:
«طلوع من مادر بیا تا همه دور هم جمع شیم.»
روی پله نشست. سرش را روی زانوها گذاشت و به هق هق افتاد. دو پله‌ی دیگر را همان طور نشسته پایین رفت و سعی کرد به دره‌ای که در انتهای پله‌ها انتظارش را می‌کشید نگاه نکند. زمزمه‌وار خودش را دلداری داد:
«کسی نیست. اون‌جا هیچی نیست. این جا خونه‌س. این پله‌ها به سالن وصل می‌شه. بعد می‌ری و دکمه آیفون رو فشار می‌دی. هیچی نمی‌شه. بلند شو طلوع.»
نفس‌های منقطع و سینه‌ی پردردش او را به یاد خش خش مانتوی زنی انداخت که سرش را روی سینه می‌فشرد و داد می‌زد:

«یا امیرالمومنین!… خدایا!.. نه!.. نه!…»

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان آمین :

رمان آمین از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.

 

بیوگرافی سحر ممبنی :

سحر ممبنی، متولد سال 1364، نویسنده‌ی ایرانی می‌باشد. ایشان با انتشارات شقایق شروع به کار کرده و با آثاری که خوش درخشیده به محبوبیت رسیده است. تا کنون بیش از 6 کار را به چاپ رسانده‌اند و همه‌ی آن‌ها جزو پرفروش‌های فصل خود بوده‌اند. این نویسنده بیشتر در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت می‌کند.

 

آثار سحر ممبنی :

رمان بهارـ انتشارات شقایق
رمان رها ـ انتشارات شقایق
رمان آسمان من، نگاه تو ـ انتشارات شقایق
رمان می‌ میرم، با تو نفس می‌گیرم ـ انتشارات شقایق
رمان جان من است او ـ انتشارات شقایق
رمان آمین ـ انتشارات شقایق
رمان سکوت بود و نسیم ـ در دست چاپ
رمان داغ ـ در دست چاپ
رمان آیه‌ های سیاه ـ در دست چاپ

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 6 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!