سرگذشت دختری که بعد از تلخی های بیشمار زندگیش، تصمیم به تغییر دادن زندگیش میگیره.
هدف نویسنده از نوشتن رمان ژوپیت
القای تجربه ی شخصی نویسنده، ایجاد سرگرمی.
پیام های رمان ژوپیت
1_بعد از به دست آوردن آدمها، دست از دوست داشتن اونها نکشید. چون اونجایی که فکر کنید اونهارو برای همیشه دارید، خیلی زود از دستشون میدید.
2_آسیب هایی که خانواده میتونه به فرزندان وارد کنه، زندگی اونهارو تحت تاثیر قرار میده و توی آیندشون و زندگی شخصیشون به شدت تاثیر گذاره.
3_خیانت به هیچ وجه قابل بخشش نیست. نباید بخاطر فرزندمون چشم روی این عمل ببندیم.
4_توی این دنیا هیچ کاری بی جواب نمیمونه و به قول معروف زمین گرده.
خلاصه رمان ژوپیت
هفت سال گذشته. از عشق آتشینی که هم آلما، و هم روزبه، مقصر خراب شدنش بودند. و حالا بعد از هفت سال، آلما یغمایی، در حالی که ازدواج کرده و شوهر داره، رمان ژوپیت رو که با عشق هفت سال پیشش نوشته بوده، تبدیل به فیلنامه ای قوی کرده تا به دست کارگردانی معروف بده. همه چیز خوب پیش میره تا اینکه روزبه رو میبینه. روزبه ای که شبیه به هفت سال پیشش نیست! اون به کارگردان مشهور و موفقی تبدیل شده که ادعا میکنه فیلمنامه ی ژوپیت برای اونه! و این شروع جنگ بر سر ژوپیت و شعله ور کردن عشقی قدیمی از زیر خاکستره!
مقداری از متن رمان افعی
– سلام بابا، خوبی؟ چقدر دیر جواب دادی!
سر و صدای آن طرف خط نشان میداد که هنوز خانه نرفته است.
-بابا جان مشتری داشتم، دستم بند بود. تو خوبی؟
بی اراده لبخندی روی لب هایم جان گرفت. مثل همیشه یادش رفت بگوید خوب است یا نه!
-من خوبم. خواستم بگم تو راه خونه ام. اگه رسیدی خونه دیدی نیستم نگران نشی. که دیدم هنوز نرسیدی خونه.
با مهربانی ذاتی اش، جوابم را داد:
-باشه باباجان. مراقب خودت باش! منم تا یه ساعت دیگه میام خونه. راستی غذا بگیرم؟
از آنجایی که کلاس های امروز طول کشیده بود، چاره ای جز این نبود.
-اگه بگیری که خیلی خوبه. واسه من مرغ ترش بگیر.
خندید. میدانستم به چه چیز! به آنکه دو روز پیش مرغ ترش خورده بودم. این غذا برایم تکراری نمیشد!